قرص ماه

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های تصویری گروه آتش عشق🌷

من بمیرم ز همان درد که افتاده به سر از شب پیش

من شوم مات وجود تو که با رخ بنموده همه کیش

قرص ماهی، تو ستاره، تویی خورشید طلوع ابدی

تو بیا دلبر من باش و بشو مرهم جان بر دل ریش

🎑🎑🎑🎑

یک معما را برایت جستمی
من هم اکنون در سفر بودستمی
روز وصل لب، شب عهد شباب
تیزتر حل کن معما را جواب
من دهم هر غصه ای را سر به آب
ای تو خورشید شب و روزم بتاب
هم تویی ماه و زمین و کهکشان
در غزلهایم تویی ظاهر،  نهان
واله و شیدا و مست و بی خبر
یکه تاز راه شیری تا سحر
جستجوها کرده ام دنبال راه
صورتت حک بر دلم ای قرص ماه

🎑🎑🎑🎑

در نیمه های شب
از فرط درد و #تب
بستم دهان و لب
با یاد #قرص ماه
از دل بر امد آه
شب کی شود پگاه؟

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

پنجشنبه بیست و نهم آبان نود و نه
تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

کهکشان

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های  تصویری و عاشقانه🌷

راه را داده نشان
چشم زیبای تو در پرده که باز
تیر ناوک بگرفته است جهان را به کمان
تو کجایی خورشید؟
که به منظومه دهی این رخ زیبات نوید
و نشینی به برم
فارغ از قصه ی تاریخ و مکان؟
به کجا می نگری؟
کهکشان برده فراتر نگهش را به کران
منِ تنها چو سیاهم چاله
تو کجا می شنوی از ازلم این ناله؟
به نهایت برسد تیر ولی در نیمه
بی نهایت بشوم از غمت اینجا نگران
چو مسیر من از این کوچه ی خم می گذرد
خم ابروی تو شد باز مسیرم به زمان

🎆🎆🎆🎆

«تمام آسمان من»
به برق دیدنت ببین
«پر از شهاب می شود»

ستاره های بخت شب
به پای ماندنت ولی
تمام لحظه های من
پر از شتاب می شود

تو نور و شمس من ولی
به پشت ابر حادثه
دو گونه ات چگونه بین
که بر نقاب می شود

غزل، غزل، ترانه ها
ز بوی عطر آن دهن
ببین گلاب می شود

ز چشم مست و خیس تو
پیاله های عشق من
پر از شراب می شود

به شب نشسته ام به بر
به زیر سایه ی قمر
تمام روزی ام خدا
از این وصال دور تو
چرا عذاب می شود؟

ز فرط عشق من به شب
تشعشع حضور تو
تناقض میان ما
ولی به روزگارها
تمام قصه های ما
ببین کتاب می شود

🎆🎆🎆🎆

تو وجودت همه ناب!
تو وجودت همه خمخانه و ساغر وَ شراب

گرچه گلهای معطر به برم بسیارند
تو وجودت همه خالص به گلاب

من و خورشید کجا در فلک آییم به هم؟
وصل ما بوده خیالات و سراب

دهنم پر ز همان پرسش بی پاسخ دور
تو ولی داده سکوتت به دلم باز جواب

گرچه من ماه ترین شاعر تاریخ غزل
تو سحابی تو ستاره تو شهاب

🎆🎆🎆🎆

می بارد از آن آسمانِ چشم، الماس
بن بست این دنیا کجا می گردد آخر؟

راهی به جز آن کهکشانم نیست در پیش
ای بی نهایت تر ز هَر توسیع احساس

بوی بهشت آید به دنیا از لبانت
ای بهتر از هر عطر مریم عطر هر یاس

🎆🎆🎆🎆

به آسمون بخت من
زحل نبوده در غبار

منم زمینِ شمس تو
گرفته حرکت و #مدار

چو بی قراره قلب من
کنار تو ولی قرار

تمام این غزل به لب
فرستمت تو ای نگار

ندیده چشم من چرا
یه چشم بیمار و خمار

میون آسمان شب
میون کل روزگار

تو بهترین ستاره ای
ستاره ی #دنباله_دار


🎆🎆🎆🎆

«هوا آرام و
شب خاموش و
راه آسمان ها باز»

دلم پر می کشد تا اوج
هوایی می شود بال خیالم
می کند پرواز

به خورشیدی که در هر شب
بخوابد لای پَر با ناز

که تا فردا کند غوغا
و صبحی دیگر از تاریخ عشق و عاشقی ها را کند آغاز

🍀🌿🍃

#صبر کن #رهگذر کوی #نگار
ببر این #شبنم #باران بهار
به سر کوچه ی آن #دلبر و یار

چو به #مهر شب و چشمان خمار
تو نمودی همه ی قلب، شکار
وعده ها داد دلت بر دل زار
بنشینم به #صباح تو قرار

#مهربان تر تو ز خورشید بیار
به #ترنم به سر عاشق بیمار ببار

🍀🌿🍃

لالا لا لا #شب #مهتاب و #خورشید
گرفته #سر به زیر شاخه ی بید

لالا لا لا ببین من بر #سرِ راه
چگونه کرده بر من #سایه، این #ماه

لالا لا لا بیا اینجا نشستم
بیا ای دل دلم را بر تو بستم

لالا لا لا بیا قلبم شکسته
شدم از این همه تنهایی #خسته

لالا لا لا ببین در باغ تردید
یکی اومد گلم را ساقه برچید

لالا لا لا بیا #چشماتو بر بند
بزن با گوشه ی لب ها تو #لبخند

لالا لا لا بیا اینجا #ستاره
بیا تا #شب به شونه ات سر بذاره

🎆🎆🎆🎆

🌷از بداهه های  با مطلع مشخص🌷

«یاد ایامی که در گلشن فغانی داشتم»
زیر این خورشید بختم سایبانی داشتم

در میان شعله های آتش عشق حبیب
دلبری شیرین زبانی مهربانی داشتم

🎆🎆🎆🎆

و هزار سال #نوری بُوَد این مسیرِ #مبهم
ز خیال #خام من تا برسم به اولین #خم

بشود تمام #شب سر نرود نه #غم نه ماتم
نشود ز غصه ها مان نه جُوی نه ارزنی کم

به فدای #مهر عالَم همه دیدگان و شبنم
تو ببخش بر لبانم #غزل و سرود خرّم

🎆🎆🎆🎆

در #موج نگاه #تو بدیدم همه افلاک
ای عاشق دلداده و ای دلبر دلپاک

بر اوج ثریا بنشین قصه دراز است
کوته کنم عمر نگهم باز بر این خاک

🎆🎆🎆🎆

ماه منیر و عقرب یکتا ستاره ی شب

تا کی رسد زمانی رخ بینمت نهانی؟

اینک بیا به خورشید از مهر من بتابید

🎆🎆🎆🎆

آدم دوست دارد هر روز خورشیدش از چشمان تو طلوع کند و تا انتهای شب، خیالش را با برق نگاه تو روشن دارد.
پوشیده باش! من که می دانم این سکوت بی انتها نشانه ی چیست...ولی تو نمی دانی چه راه پر پیچ و خمی است تا اولین بی نهایت ای آخرین بی نهایت!

🎆🎆🎆🎆

همه ی شب بنشستم به امیدت به سحر
که شعاع فلقت باز ببینم به نظر

به طلوعت بکنی بر دل بیچاره نظر
بده ای باد صبا از لب معشوقه خبر

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

چهارشنبه بیست و یکم آبان نود و نه
تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

به کجا چنین شتابان

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های واژگان گروه آتش عشق🌷

«به کجا چنین شتابان؟»
#نفسم گرفت بی تو
ز #فراقها #پریشان
 به غروبِ خسته ی جان
«هوس سفر نداری»؟

«ز غبارِ این بیابان»
همه تار و مبهم ای دل
#تو به #مهرِ روی #تابان
به شب سیاه زندان
هوس #سحر نداری؟

و #تو ای بهار خندان
به نگاه مست چشمان
هوس گذر نداری؟


«به کجا چنین شتابان؟»
«به هر آن کجا که باشد 
به جز این سرا سرایم»
به تو #نغمه های  بلبل
به تو ای #شقایق و گل
به تو ای نسیم و باران

به کجا روم مگر پیش؟
به تو شور و شوق و #تشویش
به کجا روم مگر پس؟
«به هر آن کجا که باشد»
به شب سیاه من کس!

«همه آرزویم، اما»
«چه کنم» تو را تمنا
چه گذر کنم از عشقت
همه جانِ من نشستی
#تو به آشکار و پنهان


🍀🌿🍃
شفیعی کدکنی:

«به کجا چنین شتابان؟»
گَوَن از نسیم پرسید
«دلِ من گرفته زینجا
هوس سفر نداری
ز غبار این بیابان؟»
«همه آرزویم، اما
چه کنم که بسته پایم...»
«به کجا چنین شتابان؟»
«به هر آن کجا که باشد به جز این سرا سرایم»
«سفرت به خیر! اما، تو و دوستی، خدا را
چو ازین کویرِ وحشت به سلامتی گذشتی
به شکوفه ها به باران
برسان سلامِ ما را»


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

جمعه شانزدهم آبان نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

رنگین لبکی

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های تصویر گروه آتش عشق🌷

زد بر فلکم چرخی
رنگین لبکی لعبت
بعد از جدل و صحبت
با گرمی و با رغبت
شیرین شده هر تلخی

🍀🌿🍃

خورشید گرفته چون مرا دست
آغوش تو کرده چون مرا مست

چشم تو مرا چو پای دل بست
آیا به سرت هوای دل هست؟

🍀🌿🍃

ای دختر گل، گلاب و مِی نوش
بردی ز سرم تو عقل و هم هوش

از شدت عشق بی نهایت
می گیرمت آخرم در آغوش

یادت شده حک به قلبم ای یار
یادم تو کنی مرا فراموش
 

🍀🌿🍃

می گیرمت آخرم در آغوش؟
از شوق حضور، مست و‌ مدهوش
از جام لبم غزل تو می نوش
کردی تو مرا چرا فراموش؟
 

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

چهارشنبه چهاردهم آبان نود و نه
تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

گذرگاه زمان

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های گروه آتش عشق🌷


و #تو در خاطره ام می مانی

«در گذرگاه زمان»
#مکث دیدار تو در پرده ی شب
برق بی رعد هوای دل نمناک و غمین
روشنی بخش اهالی زمین

عشق ها پیوسته
رنگ ها چون همگی در کف منشور دلت بنشسته
نور بی رنگ دعای تو به لبها بسته

پسِ هر شعر و غزل
تو ز اسرار نهان می دانی
و #تو در خاطره ام می مانی


🍀🌿🍃
مهدی اخوان_ثالث:


در گذرگاه زمان..
خیمه شب بازی دهر..؛ 
با همه تلخی و شیرینی خود می گذرد !
 
عشق ها می میرند...
رنگ ها رنگ دگر می گیرند... 
 
و فقط خاطره هاست 
که چه شیرین و چه تلخ.... 
 
دست ناخورده به 
جا می مانند ...... 
 

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

دوشنبه دوازدهم آبان نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

بیدادِ پرواز

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های تصویر گروه آتش عشق🌷

چکاوک خسته از بیدادِ پرواز
نشسته در برم لب بسته آواز
دلم را برده آن نبض دلارام
به زیر سایه ی خورشید بر بام
شکسته شعر من خاک است بالین
دهد نامش غزل را روح و تسکین

🍀🌿🍀

شده از چهچهه و لرزش گنجشک، پریشان بشوی؟
به کنارت همه ی عیش جهان باشد و باز
تو به آبادترین لحظه ی دیدار رخش
به خیال لب و آغوش و سخنهای شبش
شده ویران بشوی؟

🍀🌿🍀

عاشقم بی پایان
به تو ای صوت تو بر گوش من افضل به هزار
عاشقم از آغاز
به تو ای ناوک تو تیر به قلبم به شکار
عاشقم همواره
به تو ای ناز و چکاوک به تو ای دلبر طناز و نگار

🍀🌿🍀
گنجشکک اشی مشی
توی دست من بشین
بخونم واسه ی پرهای تو آواز و غزل
بگیرم با همه ی دست و لبانم به بغل
بنشین در بر من، خسته ی بی نفس تویی
نپری از لب بوم خاطرات
دل بی هوس تویی
پرِ آماده به پرواز خیال و آسمون
عشقِ پرّان، غم بی قفس تویی

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

یکشنبه یازدهم آبان نود و نه
تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

مهتابی

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷بداهه با واژگان🌷

#شب #مهتابی و #خورشید فروخفته به بالین سحر
شده بیدار و همی کرده به تقدیر تو ای #ماه، نظر
مگر آید به برش از لب تسبیح خبر
قطره ی #شبنم چسبیده به گلبرگ قنوت
لحظه ی خواهش و معراج دعا تا ملکوت
کرده از شوق گناهش به زمین باز هبوط
#خاک_نم_خورده نشان می دهد اسرار حذر
پر ز عطر تو ببین گشته همی کوی و گذر


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

شنبه دهم آبان نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

عطشان

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷بداهه با واژگان، گروه آتش عشق 🌷

منم #عطشان
تویی از #چشمه صاف غزلهای #سکوت شب ولی سیراب
 تویی ترسای را #میراث
منم یک شیخ بی محراب
تویی معنای مستغنی به هر مال و #جمال ناب
منم در #آتش_عشقت چنین بی تاب
اگر بشکسته ام #حرمت 
ز چشمان تو من آموختم آداب

🍀🌿🍀

به #سکوت لب تو کرده ام عادت انگار
نکنم #چشم تو را باز به دیدن اصرار

#آتش_عشق تو افتاد به جانم زنهار
نکند معجزه ات دوزخ من را گلزار

نکنی سجده به #میراث غزلها تکرار
شکنم بت بکنم باز تبر را انکار

#عطشی دارم و سیراب شوم در اجبار
گرچه مستسقی ام از چاه زنخدان این بار


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

جمعه نهم آبان نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

هبوط

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

سال روز درگذشت قیصر امین پور

...
وقت آمدن
آدمی چرا
بعد از آن هبوط
بی دریغ و درد
از غذای سیب سیر می شود؟
چون بدون عشق
هر دل جوان و تازه در زمین
قبل مردنش
پیر می شود
ای خطای من!
ای بهشت زندگی!
«ای دریغ و حسرت همیشگی
ناگهان چقدر
زود دیر می شود!»

☘🌿☘

قیصر ای پادشه شعر و غزلها و سرود
#صبح عشق امد و مردم همه خواب
تو پی کشف حقیقت به شهود
#ظهر تفتیده به دنبال خنک کردن دل
تا که قد قامت رعنای تو را کرده سجود
کرده خورشید به غربتکده ات چون که #غروب
غم دل کرده به معراج بلند تو صعود
شاعران جمع و یکی شمع ز محفل غایب
«تا دل #شب سخن از سلسله موی تو بود»
به #سحر آب حیات امده چون بهر نجات
#ناگهان دیر بشد ماندن تو خیلی زود

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

پنجشنبه هشتم آبان نود و نه
تابش پور
https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

ساحل

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های تصویری گروه آتش عشق 🌷

شب و دریا و غم و دلبر و سنگ
من به دنبال افق های غریب
تو به چشمان سیاهت پیِ سرخابی و رنگ
من پیِ رد قدمهای تو بر ساحل محو
که بیابم ز تو اینجا اثری
برسم بلکه به دیدار تو و
بزنم باز به دامان تو چنگ...
تو گذر می کنی از خاطره ام مثل نسیم
نکنی بر منِ بیچاره تو یک لحظه درنگ
لحظه ای فارغ از آشوب حضور تو شدم
تا به خود آمدم از موج نگاه
ای خدا باز بپا شد به دلم فتنه و جنگ
چه فراخ است نگاه تو به دریای جنون
شده اینجا دل من باز به دیدار تو تنگ

🌄☀️🌄☀️🌄☀️🌄

کرده این سنگ مهیا شکنی شیشه بختم به غروب؟
لحظه آخر و مرگ تن و روحم تو چرا دلبر خوب؟

🌄☀️🌄☀️🌄☀️🌄

در کنار ساحلی مواج
آخرین لحظه های امروز است
انتظار من رسیده به سر
در دلم گدازه و سوز است
در دلت نشانه ها از سنگ
کهنه عاشقی به شش محبوب
هفتمین نشانه نوروز است

🌄☀️🌄☀️🌄☀️🌄

بخواه ای سنگ
بخواه از من تو شیشه
نخواهی لحظه ای روزی شبی سالی و عمری
بخواه از من برای تا ابدها تا همیشه
بخواه از من غم کوه ای تو دلسنگ
نخواهی تا ز من یک لحظه تیشه
منم بر ساقه های شعر چون برگ
ندارم بی تو من یک لحظه ریشه


🌄☀️🌄☀️🌄☀️🌄


خوش به حال تو که امواج، صدای تو شنید
خوش به حال لب لعلت که بر آن شبنم جامانده ز باران بچکید
خوش به حال دل سنگ تو که در ساحل دریای امید
کرده چون یافت به قفل دل من باز کلید
شود آیا که سحر نرم شود سنگ دلت؟
فارغ از غربت شبهای پلید
دیده را باز نمود و رخ زیبای تو دید؟


🌄☀️🌄☀️🌄☀️🌄

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

چهارشنبه هفتم آبان نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

بازوهای بید

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های گروه آتش عشق 🌷


مناسبت: سالروز درگذشت فریدون مشیری


#بداهه_با_مطلع_های_زیر 👇👇

ای عشق غم تو سوخت بسیار مرا 
    آویخت مسیح وار ،  بر دار مرا

#فریدون_مشیری
...........


حالا که شدم غزل سرای لب تو
اینک تو کنی چگونه انکار مرا؟

☘🌿☘

جز دلبرکم دلم به کس مایل نه
گر صد بکند همیشه اصرار مرا

☘🌿☘

هر روز به آن کوی تو من منتظرم
گر در همه شب کنی تو آزار مرا

☘🌿☘

من منحصرم به کل عالم دلبر
این فرض محال است که تکرار مرا

☘🌿☘

گر ساده همی به عشقت افتاد دلم
وصل تو ولی محال و دشوار مرا

☘🌿☘

در خواب، من ار نبوده ام در یادت
هرگز نکنی چرا تو بیدار مرا؟

☘🌿☘


🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹


پشت خرمن‌های گندم،
لای بازوهای بید
آفتاب زرد، كم‌كم رو نهفت...
بر سر گیسوی گندمزارها
بوسه‌ی بدرود تابستان شكفت...


 #فریدون_مشیری
📚 #بهار_را_باور_کن

..............

«پشت خرمن های گندم
لای بازوهای بید
آفتاب زرد کم کم رو نهفت
بر سر گیسوی گندمزارها
بوسه بدرود تابستان شکفت»
نه!
بمان جانم تامل کن به مهر (ماه مهر)
بعد از آن بدرود مرداد و تموز
چون نسیم گرم #شهریور یکی پیغام گفت
گرچه آرام و‌ ملایم بر لبش تکرار کرد
لیکن آن #دلبر سخن ها را شنفت
با شروع فصل پاییز و خزان
هرچه زیبا رخ
نهان و آشکارا دیده بودم تاکنون
#دل #تو را دید و ز خود او دست شست
بعد از آن بیداری چشمان و مهتاب و سحر
بین شبهای دراز خاطرات 
چشم من دیگر نه کس دید و نه خفت


🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹🍃🌹


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

شنبه سوم آبان نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

استاد شریفان

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

یاد و خاطره «شریفان» عزیز اولین معلم شعرم گرامی باد و تسلیت به خانواده اش و همه شاگردان و همکارانش...

«شریفان» بُدی بر سمند سخن
یکی روح زیبا قفس بوده تن

پر از بلبل و گل به بستان «سعید»
طراوت بدادی به هر یاسمن

ز شمع وجودش دلم نور یافت
درخشان و سوزان به هر انجمن

معلم ترین عاشق، آموزگار
به شعر نوین و کلام کهن

معطر کلاسش به درس و سرود
ز بوی خوش نافه های ختن

همی تازه بودش سلام و درود
مداوای روح و شفای بدن

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

جمعه دوم آبان نود و نه
تابش پور
https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

پرواز

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های تصویری گروه آتش عشق 🌷

گرچه دورم ز دیار تو ولی پر ز نیاز
بزند باز دلم پر
بکند ذهن و خیالم پرواز
صورتت گشته مجسم
به لبم این آواز:
دلبرم نام تو پوشیده و عشقم چون راز
خط خطی های لبت آخر اشعار و‌ غزل
من ولی مثنوی ام در آغاز

🕊☘🕊☘🕊

شده فارغ شوی از غصه و پرواز کنی؟
برسی اوج به تصویر محال
تو به هر ریز و درشتی به زمین ناز کنی؟

🕊☘🕊☘🕊

خسته ام
خسته از فراق و خسته از سفر
خسته از مسیر دور، مسیر پر خطر
به انتظار بام، شکسته بال و‌ پر
ولی به لب فقط، ترانه و شکر

🕊☘🕊☘🕊

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

چهارشنبه سی مهر نود و نه
تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

سرگذشت استاد شجریان

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

به مناسبت درگذشت استاد شجریان

اینک بخوان همایون از درد و داغ هجران
چونان درختِ پُر بَر، خسرو بمان به ایران

صحرای ساز و اواز خشکیده و پریشان
ای ساقی ترنم ای قطره های باران

دور از غنا و عصیان، داوود جمع مستان
با صوت خود نمودی کاخ صدا تو بنیان

گوشم نموده عادت بر ربنای خوبان
با حزن و آه و‌ ماتم اینک بخوان تو قرآن

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

شنبه بیست و ششم مهر نود و نه
شعر: تابش پور
با صدای: میثم فائزنیا
https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

اسرار پنهان

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷 بداهه با مطلع در گروه آتش عشق 🌷

#بداهه_با_مطلع_زیر


"شاهرگهای زمین ازداغ باران پرشده است
آسمانا...!کاسه ی صبردرختان پرشده است"


#فاضل_نظری 


♦️💚♦️💚♦️💚♦️


آشکارا من بگویم ز عشق خود بر دلبرم؟
چون غزل های من از اسرار پنهان پر شده است

............

کی خدایا باز گردم مثل «ادم» در بهشت؟
چون زمین از فتنه های نوع «انسان» پر شده است
............

بس که در «آغاز» عشقت مانده ام پر از غزل
مثنوی های دو چشمت قبل «پایان» پر شده است

♦️💚♦️💚♦️💚♦️


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

شنبه بیست و ششم مهر نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

ضامن آهو

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های گروه آتش عشق 🌷


مناسبت: امام رضا (ع)

#سلام #ضامن #آهو

#سلام ای که خدا دور سرت کرده هیاهو

#سلامی به تو ای آن که نمودی #دل من پر پر و جادو

#به تو #پژواک #رضایت 

به تو ای #مامن نیکو

به تو بهتر ز #گل و لاله و شب بو

#سلام ای تو‌ لب و نرگس و گیسو

تویی خال و مژه، زلف و کمند، ناوک و ابرو

#دلم کرده هوای تو در این #غربت و‌ تنها

#قسم خورده پرستوی دلم پر بکشد باز به آن سو

خمارم به تو، زخمی به دلم، درد به جانم

#سلامی به سبو، مرحم و دارو

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

جمعه بیست و پنجم مهر نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

مرد بیچاره

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های تصویری گروه آتش عشق 🌷

زیر خط نازک فقر اندکی بالاتر از دیوار حسرتها و درد
مرد بیچاره دو چشمش قطره های اشک سرد
در دوراهی مانده اینک که ای خدا آیا چنین
روزگاری کی توان بیند به دنیا چشم مرد؟

🌷🤲🏿🌷🤲🏿🌷

دستهای تو سیاه
صورتت خسته و زرد
تو چرا باخته ای
به زر و سیم نبرد؟
تو بپاخیز کنون
بده تغییر به تقدیر تو مرد!

🌷🤲🏿🌷🤲🏿🌷

دستهایم خالی است
دلم اما پر از آن ثروت بیجا که تو انباشته ای
متنفر ز ترحم ز نگاهی که ببیند همه را پست تر از قدر خودش
تو دمی با دل خود خلوت و بیدار بگو داشته ای؟

🌷🤲🏿🌷🤲🏿🌷

شده بر لقمه ی نانی چو گدا بنده شوی؟
شده از شدت یک هق هق ممتد به گلو
به لبت اشک ولی پر ز تب خنده شوی؟
شده شرمنده شوی؟

🌷🤲🏿🌷🤲🏿🌷


فقر و بی نانی اگر درد آور است
اشکم خالی اگر بی باور است
فقر فکر و فقر فهم و‌ فقر درک
جمله انسان را به دوزخ رهبر است

🌷🤲🏿🌷🤲🏿🌷

بینواتر ز تو ای مفلس بیچاره ببین
که به قارون زمان هست فرو رفته زمین


🌷🤲🏿🌷🤲🏿🌷


جمله ی نامردمان ظالم و خودخواه و‌ پست
کرده پر انبان زر، خالی ولی بسیار دست

ای که بر دنیا شدی مغرور و پر شادی و مست
اخرت میزان و عدل و کیفرت دانی که هست؟

🌷🤲🏿🌷🤲🏿🌷

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

چهارشنبه بیست و سوم مهر نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

دورم

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های تصویری گروه آتش عشق 🌷
 

دورم از خود
دورم از تو
دورم از انسان و شهر
من بکردم با خودم
با دلبرم
با مردمان شهر قهر
ای که دستانی به گرمای  جهانی داشتی
می کنی با این من تنهای گم در خویشتن
در غروب بی کسی ها اشتی؟


 

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

دوشنبه بیست و یکم مهر نود و نه
تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

همایون شجریان

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

«همایون» بخوان نغمه درد و هجران
کنم این غزل را به پای تو قربان

«درخت» پدر داده اینک تو را بر
بمان بعد «خسرو» به آواز ایران

به سختی بزاید چو گیتی بزرگی
بگیرد مر او را ز دنیا چه آسان

تفکر چو جاری شود در صدایت
کشی هر غنا را به زنجیر و زندان

به صحرای ساز و بیابان آواز
همی رحمت و سبزه بودی و باران

به دردی که افتاده بر جان شعرم
تو باشی همی نوش و دارو و درمان

زدودی همه هرزگی از نواها
نهادی به دنیا صدا را تو بنیان

گران بوده قدرت به نزد حکیمان
تو بخشی فرح مردمان را چه آسان

به ربت به نایت به آواز و رایت
قسم چون که کردی خلایق تو حیران

«شفیعی» بخواند تو را «حافظ» ای جان
شفاعت کند چون که مولا به میزان

الا «سعدی» عاقل و فخر دوران
قرائت کن اینک به دلبر تو قرآن

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

جمعه هجدهم مهر نود و نه
تابش پور

پی نوشت:
استاد شفیعی کدکنی، شجریان را در آواز، چونان حافظ می داند در غزل.

https://t.me/Tabeshpour_adabi

http://tabeshpour.blogfa.com/
🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

سهراب

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های گروه آتش عشق 🌷


«به مناسبت سالروز تولد سهراب»

من به طرزی شگفت
عاشقم بر سهراب
در سپهرش انگار
چون ستاره بی تاب
در شب مهتابش
هر غزل هر خنده
«می درخشد شبتاب»

🌾🌱🌾🌱🌾

«ما هیچ، ما نگاه»
تو دلبری به چشم
به انتظار ماه
ما «مسافر»یم
میان «حجم سبز»
«صدای پای آب»
کجا رسد ز راه؟
ز «مرگ رنگ» سرد
به «خواب زندگی»
پیام باغبان
کجا رسد به شاه؟

🌾🌱🌾🌱🌾

«حرف ها دارم
با تو ای مرغی که می خوانی نهان» از برگهای تر
با تو ای زیبانشین بر سایه مهتاب
با تو ای دلبر!
« در کجا هستی نهان ای مرغ»؟!
کی دگر آن دام خود می گستری بر این رها مضطر؟
«آفتابی شو
رعد دیگر پا نمی کوبد به بام ابر»!
«روز خاموش است، آرام است»
«در کجا هستی نهان ای مرغ»
زیر خاکستر؟
آه یادم افتاد!
یا میان باغ
«یا که می شویی کنار چشمه ادارک بال و پر»

🌾🌱🌾🌱🌾

"من در این تاریکی
فکر یک بره روشن هستم
که بیاید علف خستگی ام را بچرد"

تو در آن پرتوی نوری که ز چشم
به فراسوی زمان متصل است
پی آواز سیاوش هر دم
تا که آشوب دلت را ببرد

🌾🌱🌾🌱🌾

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

سه شنبه پانزدهم مهر نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

روییدن عشق

🍃🌺🍂
🌿
🥀
🌷 بداهه تصویری گروه آتش عشق🌷

گرچه روییدن عشق از دل سنگ تو بسی سخت نمود
من به تیمار غم دلبر خود سر کردم
و به آن شبنم جا مانده ز چشمان سیاه
لب خشکیده به فریاد غزل تر کردم

🌸

در هیاهو و تقلای زمان
که به سرعت برود تا به افق های بعید
«آسمان مکثی کرد»
زیر یک ابر سپید
روی یک سنگ که پا خورده شدید
گلکی ناز و معطر به تمنای وجود
امد از شوق دل تنگ پدید
به امید نفس تازه ای از خاطره ها
تو نرو «تا ته آن کوچه که از پشت بلوغ»
سر ز خلوتکده مرده به در می آرد
«پس به سمت گل تنهایی» دلبر تو بپیچ
«دو قدم مانده به گل»
بنشین فارغ از آن کوچه بن بست و شلوغ
چون در این وادی افسانه ای ترس و سکوت
همه جا بوی دعاست
تو از این رهگذران باز بپرس:
«خانه دوست کجاست؟»
🌸

مثل #دلبر!
مثل رویا و حباب!
مثل فریاد و سکوت تو به دنبال سراب!
مثل بیداری و #خواب!
مثل دریا، به تلاطم ز غرور همه موج
مثل یک ساقه ی بشکسته ی تنها به عذاب
مثل یک برگ گل عاشق اوج
مثل یک بوسه به هر جام شراب
بکشم نقش #تو را روی ورقهای دلم
مثل یک پرده و یا پوشش و دیوار و حجاب

💐🍃

دوشنبه چهاردهم مهر نود و نه
تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿
🍃🌺🍂

ییلاق

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های واژگان پیشنهادی گروه آتش عشق 🌷

🍂🍁🍂🍁🍂🍁


تجزیه شد #شوروی قلب یار
داخل هر بخش فقط #انتظار
هرچه به #ییلاق تو من دلخوشم
لیک به #قشلاق تویی استوار
گشته #جوان باز #ثریای عشق
#پیر شده بار دگر شهریار
من که چو #ققنوس ز تو سوختم
#دلبر پاییزی من! پرده دار!
گشته #کلافه همه اشعار من
بین که چه #شلاق زده روزگار
عاشق #دریای دو چشمت شدم
موج زدی با نگهت بر خمار


.........

#پیرمردی که #جوان بود به ویرانه عشق
#انتظارش خبر زاده ی #ققنوس نبود

تا به #پاییز بدید اتش و #ققنوس و رخش
محو دیدار نگاهش شد و خاکستر و دود


🍂🍁🍂🍁🍂🍁


#دریا
#پیرمرد
#جوان
#ققنوس
#کلافه
#انتظار
#ییلاق
#شلاق
#پاییز
#شوروی

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

جمعه یازدهم مهر نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

فراق

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های تصویری گروه آتش عشق 🌷

‍ 🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂

بنگارم همه ی نقش فراق تو چو برگان خزان
سیصد و شصست و ششم رد شد و باز
ز تو ای دلبر زیبا
نه سلامی نه کلامی نه نشان
کرده ام نام تو را بین غزلهای شب خویش، نهان
به امیدی که تسلی بدهد بر دل بیمار، زمان
به یقین دیده ام از عشق تو درمان دلم
فارغ از شبهه و تشکیک و گمان

......

نامه ام پر شده از رنگ نقوش غم تو
حال من گشته عجیب از سخن مبهم تو
گرچه آباد نمودی همه ی کوچه ی عشق
غزلم زلزله ای باز به شهر بم تو

......

رنگ اتش شده از غصه ی دوریت دل پر شررم
هر چه چشمان تو اشوب به پا کرده ز پار
سال من پر ز دل تنگ و غزل شد هنرم
بس که عاشق شده ام بر لب و چشمان سیاه
من ز ترس دل تو از دل تو بر حذرم

.......

قلم چون به نام تو دلبر رسید
لغات و سخنها همه سر رسید

کجا من کشم نقش زیبای غم
خزان چون بهاران دهادم نوید

.......

ز ترکیب رخ زرد و نحیف شیخ صنعانی که در اغوش آن پاییز 
نشسته پای برخوانی آن رعنا جوان زال
و لعل سرخ آن دلبر که برپا کرده یک محشر 
شکرهای کلامش پر ز شور و‌ حال
یکی برگ خزان زاییده شد دلبر به یاد و خاطرم هر سال


......

می نویسم...
می نویسم از خزان و از تمنای وصال
خسته ام از هر کلامی هر سخن هر گفت و‌ قال
جای این گفتن که از سنگینی هر واژه اش
می فزاید بر دلم از غصه از غم از ملال
می کنم ترسیم آن غمنامه را
چون نمی باشد به گفتن ها مجال

......

دارم به سر هوای تو را دلبر خموش
اینک بگیر این سخن بنده را بگوش:
رخ از نگاه تمنای من بپوش

.......

گشتم همی الوده بر مهرت ز تقدیر
من می کشم درد فراقت را به تصویر
برگو کجا بهتر ز اشعار دو پهلو
گردد دلت شیدا شود چشم تو تسخیر؟
ای شیخ صنعان کی شوی عاشق به ترسای؟
اینک چرا هر لحظه هر دم گشته تاخیر؟
اتش همی زد چون نگاهت این دلم را
قلبم ندارد در کنار چشم، تقصیر
من مرد با تقوای شاعر پیشه هستم
چون آن عطای نقد دلبر گشت تعبیر
حافظ روایت کرده قرآنش ده و چار
من خود نشانی دارم از آن هرچه تفسیر
سعدی دلش آرام از آن آرام دل بود؟
آشوب دل را کی کشی بر پای زنجیر؟
از هر چه اسلام و مسلمانی به دوری
اینک مرا چون می کنی بر عشق، تکفیر؟

.......

نخواهم از دلت جز دل
تو این دل را بیا بستان

به پاییز و نگاه شب
تو سرخی و صفا بفشان

چو عمر این قلم طی شد
درخت دیگری بنشان

🍂🍁🍂🍁🍂🍁🍂

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

چهارشنبه نهم مهر نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

انتظار

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های واژگان گروه آتش عشق 🌷


سخت #دل دادم به تو
آسان گرفتی #انتظار
بیش از این #فرصت ندارم
کم کن اینک #اعتذار
چشم #بیمار ترت افتاده چون
بر نگاهی پر گناه و #شرمسار
راه و چاه توبه را دلبر چرا
می نمایی با سکوتت آشکار؟
من به #صد #تبلیغ تو مشهور این شهرم ولی
می سرایم شعر قمری یا چکاوک یا #هزار 
گر ز مهر سال دیدار رخ #دلبر تو داری #یک نشان
مثنوی ها دارم از لعل لبت من #یادگار
#الوداع ای سال پر درد و عذاب
السلام ای جان و #محبوب و نگار

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

شنبه پنجم مهر نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

زنجیر اسارت

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های تصویری گروه آتش عشق 🌷

رها گشتم از بند زندان تن
اسیر کمند تو دلبر شدم

⚘🌿⚘🌿⚘

بشکن باز تو زنجیر اسارت به شبی
غنچه را باز کن آید طلبی تا به لبی

⚘🌿⚘🌿⚘

شده ازاد شوی از همه ی قید و حصار؟
و نخواهی بروی باز ز پهلوی نگار؟

شده درمانده شوی حین اسارت و خمار؟
و ببینی تو لب لعل و شرابی به کنار؟

شده ایا بشوی صید دو چشمان و شکار؟
و نخواهی بکنی از دم صیاد فرار؟

ای خدا این چه شدن های محال است و‌ قرار
همه تقدیر من و دلبر زیبای دچار؟

⚘🌿⚘🌿⚘
 

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

چهارشنبه دوم مهر نود و نه
تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

شقایق

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های گروه آتش عشق 🌷

بیا ای شقایق تو اینک به پا خیز و با مهر پاییز رنگین به نیکی در امیز و کن دل ز شوق لبش جمله لبریز و با شعر من کن طرب یار تبریز و بر شهریاران عالم بتاب و در اغوش مخمل بخواب و بده هر چه غصه به آب و ببین در تخیل شراب و فکن از رخت هر حجاب و ز چشمان زیبا نقاب و سکوتی بکن پر ز فریاد و غوغا به جای جواب و ...


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

دوشنبه سی و یکم شهریور نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

سه کس

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های گروه آتش عشق 🌷


شنیدین میگن: سه کس را شنیدم که غیبت رواست؟


...

سه کس را کنون من سلامی دهم
از این لعل #شیرین کلامی دهم

به #مهر و #شقایق وَ #دلبر که #بود
بهانه برای حضور و سرود

به #نوشی که زاییده شد باز #مهر
به پرواز #دلبر میان #سپهر

همه #تلخی ام می رود از دهان
به #شهد کلام غزل بر زبان

به #سهراب و نقشی که زد بر سراب
دل #دلبرم من نبینم کباب

همه رنج من دوری گُل بُوَد
همی گنج تو نام #بلبل بُود

گرفتارم ای یار دیرین #دل
دلم مانده پایش دوباره به گِل

کجا عاشقان فهم معنا کنند؟
کجا #دلبران دُرّ به دریا کنند؟

منم منتظر بر #سلامی به لب
#سکوت بزرگی به دیوار شب
ِ

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

دوشنبه سی و یکم شهریور نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

ارغوان

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های واژگان گروه آتش عشق 🌷


زندگی چشمه و #آغاز #حدیث دل توست
زندگی چشم سیاه  تو از آن روز #نخست
#طاقتم طاق شد از نیمه ی #مهری که گذشت
#ارغوانی تر از آن می که #نگاه تو بشست
زندگی وقت #سحر، آب حیات و ملک و حلقه در
زندگی #جان من و #لعل #تو و قصه ی دوست


🦋🦋🦋🦋

چون که #دو_چشمان تو اماده شد
چشم و #نگاه تو پر از باده شد
آن دل شیدای تو بیگانه شد

#طاقت من ریخت ز سر تا کمر
چون که شنیده است #حدیث #سحر
#جان من امد به لبم یا که سر

جمله ی #اغاز که #دلبر شنید
کام دلم گشت روا چون به عید
بر لب من لعل لبت چون رسید

🦋🦋🦋🦋

تو را دشت پر #ارغوان خواستم
تو را من وزین و گران خواستم

من ارزانی شبنمی در #سحر
تو را #طاقتی بی امان خواستم

من #آغاز آن ماه #مهر جنون
تو را اخر  عقل و جان خواستم

منم با #حدیث عیان در غزل
تو را من #نگاهی نهان خواستم

🦋🦋🦋🦋

سحرگاهی که حدیث مهر تو با پرتوی نگاهی  نگران آغاز شد، بند طاقت دلم باز شد و بی می ارغوان اماده پرواز.


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

شنبه بیست و نهم شهریور نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

شهریار

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های گروه آتش عشق 🌷


حبیبا شهریارا صاحبا دیشب فقط یک دم
به امید نوازش های آن معشوقه ی خرّم

گذر کردم به کویش تا بیابم اندکی مرهم
نصیبم می نشد جانا به جز غم، ناله و ماتم


***


رقیبت من کجا باشم؟
تو دادی چون مرا از دست
کنون مدهوش و بی جانی 
رقیبان را کجا این هست؟


زبان حال دل (مخاطب شهریار)


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

پنجشنبه بیست و هفتم شهریور نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

کتاب

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های تصویری گروه آتش عشق 🌷

ورق ورق به روی هم نگارمت همی کتاب
کنم تو را ز کودکی الی الابد من انتخاب

کنم من ارزوی تو تو را کنم من ارزو
شود دعای عاشقان به شام گریه مستجاب؟

📓📓📓

هرچه از محنت و بی خوابی و از رنج و عذاب بچشیدی تو به پای هنر و مدرسه و فضل و کتاب همه اش یک به یک اینک شده ابزار عروج انچه اموخته در کودکی و عهد شباب
 

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

چهارشنبه بیست و ششم شهریور نود و نه
تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀