دلبر گل و پروانه

🌷از بداهه های گروه آتش عشق🌷


"من مست و تو دیوانه"
من شمع و پر از سوزم
دلبر گل و پروانه
هرچند که قلبم را 
کردی تو چو ویرانه
وندر دل من کردی آرام یکی لانه
گلخانه قلبم را سوزانده به افسانه
ای دلبر جانانه
ای ناز، وَ دُردانه
آماده کن اینک از
پیمانه به میخانه
بر زن تو به موی خود
هم آب وَ هم شانه
ای دلبر فرزانه
اینک که تو بیگانه
با این دل دیوانه
من چون کنم اینجا سر؟
دور از تو و کاشانه؟
اینک تو بگیر آن آب
هم بر سر و هم شانه
خاموش کن آتش را
مستانه و جانانه
بنشین تو به پای تخت
مهرانه و شاهانه


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀


دکتر محمدرضا تابش پور
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف
یکشنبه، دهم فروردین نود و نه

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi

"غزال" در قرنطینه

🌷از بداهه های گروه آتش عشق🌷


منظومه من چون همه اش شعر "غزال" است
برخوانیِ او چون همه اش شورِ وصال است

کی فهم کند آن که نه شیخ است و نه ترسای
حال چو منی را که شعاعی ز کمال است؟

اکنون که مُیسّر نَبُود جمع و حضورت
چون می نگرم عکس تو را عین جمال است

تا کی ز فراق تو بسوزم من از این هجر
من را که خلایق به نظر عین جلال است

ایام به نیکی سپری کن تو به آن کنج
روزی به حقیقت برسد آنچه خیال است

ای قرص ترین قرص قمرهای دو شهرم
زیباتر از آن ماه کجا کی به هلال است؟

ای ماه ترین خوانش ماهی تو به دریا
امواج تلاطم تو ببین رو به زوال است

آن روز ببینم چو ستاره تو به پروین
ای شاعر "تابنده" که "پروین" به خصال است

کوته کنم این شعر و تغزل به تو جانم
زیرا که به "آتش" نه گُل است و نه مجال است

#بداهه_تقدیم_به_غزال_جان_در_ایام_قرنطینه

تقدیم به غزال و همه نوجوانان سرزمینم به خاطر صبر و دعایشان

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

دکتر محمدرضا تابش پور
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف
ششم فروردین نود و نه

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi
 

پرستار دانشور

این روزها هر روز، روز پرستار است...

تقدیم به پرستار بزرگوار زنجانی، سرکار خانم دانشور و آرزوی شفای عاجل برای ایشان و سلامتی دوقلوهای عزیزش:

یکی دست کودک گرفت و سفر، کیش کرد
یکی هم پرستارِ جانها، خطر خویش کرد

یکی بی تفکر و دانش شِکر، نیش کرد 
یکی هم به "دانشور"ی خود سپر پیش کرد

یکی کودکش در برش، هم پسر ریش کرد
"یکی"، از دو فرزند نازش حذر، بیش کرد


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀 
دکتر محمدرضا تابش پور
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف
پنجشنبه هفتم فروردین نود و نه

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi
 

چند دو بیتی

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂🌼
🥀

شقایق بود و دلبر بود و شیرین
به خواب دیشبم ای یار دیرین

بسی دنبال آن تعبیر گشتم
تو خود تعبیر خواب ابن سیرین

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀 

متابان گیسوان ای دلبر ناز
تو تاریخ شروع هرچه آواز

کجا جغرافیای عالم و دهر
تواند پرده پوشاند بر این راز؟

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀 

نبودی ای تو دلبر در جوانی
تو هم عاشق و هم معشوقِ جانی

همان گنجی به پشت برقعت باز
همان الماس نایابم تو آنی


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀 
تابش پور
سه شنبه پنجم فروردین نود و نه

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi
 

دل بِبر

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂🌼
🥀

🌷از بداهه های گروه آتش عشق🌷


دل بِبر ای دلبر پاکیزه روی

روی نما جلوه بکن هم به کوی

کوی شده کور و مکدر ز هجر

هجر تو اینک بِکِشد مر به سوی

سوی تو آید دل من دلبرا

دلبر آن عاشق و شیخم به خوی

خوی تو کرده دل من چون ز دور

دورم و من زنده ام از تار موی

موی تو مشکین تر از این بخت من

من به خیالم گُل تو کرده بوی

بوی ختن می دهد آن نافه ات

نافه مشکین تو دیدم به جوی

جوی، روان بود و مرا برد با

با غزلم بر لب دلبر به کوی

کوی تو بنشستم و اینک به صبر

صبر من آمد به لبم! گو نکوی

نیک ترین جمله به عاشق ترین:

عاشق من زود بیا راز گوی

گفته ی دیروز بپوشان کنون

اینک از آن برقع مشکین به روی


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀 
تابش پور
دوشنبه چهارم فروردین نود و نه

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi
 

قرنطینه کرونا

حوصله سر رفته همه اش تو خونه؟
بیا بشین نگیر اینقد بهونه

اگه الان به جای خونه گرم
راهی درمونگا بودی شبونه

یا که ز کفران سلامت قبل
تیر اجل کرده بودت کمونه

بازم می گفتی که خدا خسته ام؟
کرونا زودتر بشه هم روونه؟

این همه بازی بلدی تو جونم
بشین تو پای فیلم شاد تو خونه

مثل شما بچه ی خوب و عالی
فقط تو دنیا یکی هست یه دونه

دستاتو میشوری تو قبل غذا؟
تو بچه ی با ادب و نمونه؟

میشه یه کم این روزا بهتر از قبل؟
بدون هر گِله از این زمونه

به جای رفتن به سفر و بازار
بشینی پای درس و مشق تو خونه؟

به جای بازی تو کوچه یا بیرون
بگیر بخواب با لالایی و پونه

بهار اومد عیدی میدن دوباره؟
راستی تو فهمیدی چرا چگونه؟

اگه نشینی تو خونه عزیزم
کرونا حالا حالاها می مونه؟

حالا بیا بشین کنار مامان
بدون چک بدون ناز و چونه

تو نزدیکم نیا از این یه متری
من یه بوسه میذارمت رو گونه


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀 
تابش پور
سه شنبه پنجم فروردین نود و نه

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi
 

"ای فدای تو هم دل و هم جان"

🌷از بداهه های گروه آتش عشق🌷


"ای فدای تو هم دل و هم جان"
"وی نثار رهت هم این و هم آن"

"دل فدای تو، چون تویی دلبر"
"جان نثار تو، چون تویی" سرور

"دل رهاندن ز دست تو" سخت و
من به دلبرم کردمی کوکو

جان من دیگر هم ستان تو زود
من بدون تو کی توانم بود

"آخر کار، شوق دیدارم"
در دلم میل دیدنت دارم

"هر طرف دیدم آتشی کان شب"
لعل رنگینت بوده بر این لب

"پیری آنجا به آتش افروزی"
دیده یک ترسا بر درت روزی

"همه سیمین عذار و گل رخسار"
باغ تابش ز روی تو پربار

"ساقی ماه‌روی مشکین‌موی"
نافه ات از ختن بهتر از هر بوی

"مغ و مغ‌زاده، موبد و دستور"
ساقی و ساغر از مِی ات مخمور

"من شرمنده از مسلمانی"
تو خودت چون که نیک می دانی

"پیر پرسید کیست این؟ گفتند:"
عاشقان من دُرّ تو سفتند

"ساقی آتش‌پرست آتش دست"
"ریخت در ساغر" و کرده او را مست

"چون کشیدم نه عقل ماند و نه هوش"
گفت ساکت تو باش خموش

"مست افتادم و در آن مستی"
دیدمت که بر دلم بستی

"این سخن می‌شنیدم از اعضا":
کرده نور حق معرکه بر پا

"که یکی هست و هیچ نیست جز او"
"وحده لااله الا هو"


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀 
دکتر محمدرضا تابش پور
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف
جمعه اول فروردین نود و نه

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi
 

مبعث🌿 

عید آن اُمّی عالِم به جهان، عید خلقت
عیدِ خواندن، عید احمد، عید آن خیر کثیر

عید انسان، عید اسرار قلم
عید آزادی افکار اسیر

عید خاتم، عید آغازِ بشیر
عید ارسال مقامات خطیر
عید اخبار و خبر، عید خبیر

عید خوف، عید رجا
عید امید و نذیر

عید نابودی جُهّال عرب
عید آزادی دختر صغیر

عید راه، عید مسیر
عیدِ ایمان علی، عید امیر
عید فطرت و نبوت و ضمیر

عید انتصابِ و پیغام رسول 
عید یکسانی حاتم و فقیر

عید اکسیر حیات ابدی
عید آزادی و تکریم حقیر

عید اکبر، عید تفسیر کبیر
عید باراندن رحمت به کویر
عید نصرت عید ناصر وَ نصیر

عید حق، عید خدا، عید نبی 
جاهلان، جمله سبیل تکفیر

عید تقریر کلام ابدی
ز ازل عاقل کامل، تصویر

عید قرآنِ بدون تزویر
عید هر لیل و نهار و تدبیر
عید بلال، عید کعبه وَ اذان و تکبیر  


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀 
دکتر محمدرضا تابش پور
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف
شنبه، دوم فروردین نود و نه

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi
 

خیلی زود🌹

ا عشق❤️، تقدیم به تلاشگران درمان در همه سرزمینم
پزشکان و پرستارانی که در سال جدید یا دیگر در بین ما نیستند 
یا بودند و بر سر سفره هفت سین خانواده شان نبودند...




شده از مرگِ پرستار شود دل پر خون؟
شده این سین سلامت برود از سر سفره
و تو دنبال خیالش بشوی باز افسون؟
شده که مرگ طبیبت بینی؟
و ببینی لیلا 
شده از درد تو اینک مجنون
شده از اشکِ پرستارِ حبیب
دل تو تنگ شود و 
شود همه دنیات نگون؟
شده یک درد غریب 
چو بیفتد به تنت
بروی در خلوت وَ به دور از مادر
بنشینی تو نزار و محزون؟

شده با دیدن بیمار بترسی وَ شوی 
پر زِ غم وز همه دلهره اینک سرشار؟ 
شده از این همه درد؟ شده دنبال طبیبی باشی؟
که به تو بر دمد از هر نفس قدسی خود؟
شده تنها به سکوت وَ به پشت دیوار
و به دنبال حبیبی که تو خوابی و بماند بیدار؟
آن که با این همه عشق
بنشسته به سرِ حجره ی تنهایی هر چه عطار
تو ببین جلوه ایثار ز طبیب و ز پرستار
که خودش غرقِ همه درد و گرفتار
ولی باز ز عشقِ همه اینک سرشار
شده یک بار دعا به تن خسته و زارِ تو پرستار کنی؟
و خدا را قسم و آیه دهی 
که خدایا اینک شده چون جسم طبیبم بیمار 
تو شفایش بده بی درد این بار 

شده از هرچه که زیبایی هست
تو نه لذت ببری و نه احساسی بر 
گل مریم که تو را مست نمود؟
تو فقط دنبالِ 
رفع هر درد که افتاده به جان
همه داروی شفابخش، برای درمان
نه قراری است به تو و نه داری سامان
و فراموش کنی همه ی عهد ازل، تو ز غصه از درد؟
و نه انگار که بوده است به روزی ایمان؟
تو به خلوت بنشینی نگران و زِ هَر آخرِ کاری حیران؟
هر چه آغازِ خوشی های قشنگ، بوده در خاطره ات
تو همی دل نگران 
چه شود در پایان؟
شده زندان اتاقی خلوت 
بشود آیه ی هر یأس  پسِ یک بحران؟

شده یک جورِ دگر تو بسوزی در تب؟
مادرت تا دم صبح 
بنشیند هر شب؟
و به یک دست، دعا و دگر با دارو
بکند گریه و اشک بنشیند بر لب؟

شده که تنگ شود هر نفسی؟
و تو احساس کنی 
که درون قفسی؟
و خیالت بشود سرد 
که نیابی تو ز فریادرسی؟
و کنارت بینی ز پرستار و طبیب
تو فراوان و بسی؟

بنشین پیش یکی دوست، برِ خانه خود
و بخوان قصه ی دوران قدیم 
تو ز باران و لب بام و ترانه وَ سرود
ز پریدن ز همه جوی و زِ رود 
گذرد این ایام، تو بیابی باز 
همه را خیلی زود
و شود خاطره ای خوب اگر
تو تحمل بکنی این دوری 
با همه بود و نبود!

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀 
دکتر محمدرضا تابش پور
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف
شنبه، دوم فروردین نود و نه

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi

«خوش به حال روزگار»؟

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂🌼
🥀

«خوش به حال روزگار»؟

من گرفتم درس سختی از تو ای آموزگار!

جان لیلا! جان شیرین! جان این قوم و تبار!

هرچه در اندیشه داری نیک کن

بعد از آن بردار و یک نوروز بهتر را بیار!

روز نو آن روز گل آن روز لبخند نگار

در دلش آرامش و پاکی و هم صبر و قرار


🌹سال 1399 مبارک🌹


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀 

دکتر محمدرضا تابش پور
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف
پنجشنبه بیست و نهم اسفند نود و هشت


کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi

متولدین اسفند

از بداهه های گروه آتش عشق

(با حفظ قافیه های شعر قبلی...و با ردیف  "است")

(بیشتر از باب ابراز محبت و تبریک)

حسّاس و رؤیایی است
او عاشق لبخند است
هم حسّ ششم دارد
او زاده اسفند است
آرام و متین است او
محبوب وَ دلبند است
سازش کند و هم صلح
او عاشق پیوند است
همسر به طواف آرَد
راضی است و خرسند است
او منعطف و نرم است
هرگاه که در بند است
هم قهوه و هم قرمز
هر رنگ همانند است
پرصبر ولی غمگین
او عاشق لبخند است
آزرم به رو دارد
صادق نه به سوگند است
او در دودلی تردید
آتش که به اسپند است
او عاشق فرزندش
همسر به مَثل قند است
هم دامن او پاک است
او عشق خداوند است
تشویق شود گر او
خوشحال وَ خرسند است
هم عاشق مال است او
الماس بگو چند است؟
مرموز و تخیل گون
او عاشق ترفند است


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀 

دکتر محمدرضا تابش پور
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند نود و هشت


کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi
 

ماه ناز

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂🌼
🥀

ای نازترین ماه به لبخند
ای آخرِ قصه، ای تو اسفند
ای دلبر برتر از همه ماه
ای بر همه دل، تو بوده دلبند
ای آن که همه هرچه غم و ماتم و درد است
در آخرِ سر، مثل شکوفه به تو پیوند!
ای هرچه جدایی و فراق است
در آخر نامه از تو خرسند
ای روشنیِ آخر خوانِ محک مَرد
ای هرچه بَدی هرچه سیاهی به تو در بند
ای خانه تکاندن به تو واجب تر از آن مهر
بی کینه ترین دل به جهان هم به تو مانند
ای آن که ز تو هرچه گل و غنچه به لبخند 
ای آخرِ قصه، ای تو اسفند
ای بر همه گفته های هر سال
ای فصل خطاب، ای تو سوگند!
ای آتش عشق هرچه معشوق
ای بر نفسم تو دودِ اسپند
ای هرچه به عشاق، ترانه
ای هرچه ز شیرینی تو قند!
این بار چرا تلخ شده کام تو ای ماه؟
تدبیر چه دیده است برای تو خداوند؟
بهتر نَبُود تو بِه از این حال؟
باشی به جهان چو قبل، خرسند؟
حال چو منی شود ز تو کِی
بی چون و چرا و یا چه و چند
من چون همه حال خوب خواهم
اینک تو بگو ز هر چه ترفند

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀 

دکتر محمدرضا تابش پور
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند نود و هشت


کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi

دامن گُلدار

"آخرین روزهای اسفند است"
از همان شروع سال این بار
هی دلم گواهی داد
بر بدی بر مرگ، هشدار

ابر و آب سیل آسا
بر سجستان و بر اهواز
هم گلستان و کرمانشاه 
پر شدی ز این رگبار
هم به فارس، بر درِ شیراز
آب کرده حیات را انکار

غم مگر تمامی داشت؟
تا که یک شب سیاه و تار
دشمن پلید و بدکردار
زد به دلها زخم، عاشقان را کشت
با گرفتن سردار
در هیاهوی ماتم غمبار
زیر دست و پاها ماند
طفل کودکی این بار

در هوای شب، دشمن
یورش و هجوم انگار
سخت آمد بر ما
آسمان گرفت این یار

گم تر از سیاهی ها
در میانه ی استان
زلزله یکی را کشت
در میان این اخبار

آخر سیاهی ها
چشم دوخته بر طلوع بهار
ناگهان یک مرض یک درد
شد عیان و شد غدّار
دشمنی نحیف اما
جان گرفت از ما از طبیب از بیمار

غافلم خدا از تو 
از خودم از دلم از یار
هرچه بد شده پندار
بدتر از همه کردار
ای خدا پذیرا باش
توبه را از سر اجبار
من دگر نمی خواهم
این حیات و این ماتم
ای خدا تمامش کن
بوی غارت و مردار

بی یکی شادی بی یکی خوشحال
ای خدا چرا غمها
این قَدَر شده کشدار؟
چشم من شده خسته 
از سیاهی و تباهی ها
کاش ای خدا دیگر
من تو را کنم دیدار
کاش خواب باشد و رویا
من شوم در بهار چون بیدار
چشم من شود روشن
بر جمال تو دلدار
من دوباره ات بینم
خنده بر لب و شادان
دامن تو را گلدار

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀 

دکتر محمدرضا تابش پور
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف
چهارشنبه بیست و هشتم اسفند نود و هشت


کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi
 

صد

"صد" یعنی 
که زیاد
یعنی ای دوست به روح و تن و آن جان تو نیز
ز گزند 
هیچ مباد
یعنی ای آن که تو را قلب من اینجا بستود
هرگزم خاطره ات می نرود 
از این یاد
یعنی ای خالق خوبی
تو بیا
بیشتر از قبل بمان
تا شود دلها شاد
یعنی ای آن که دلم بُرد نگاه تَرِ تو
خشک شد چشم من اینجا 
تو بیا یا نشانی بده اینجا تو به باد
یعنی ای آن که تو فریاد رسی بر دل ما
تو بیا فصل کن اینک همه
بیداد وَ داد
صد که بوده عدد دوریِ ما
کِی به تاریخ، چنین هجر
میان دل و دلبر افتاد؟
صد یعنی
تو نیایی به چنان محفل جانانه دوست
و بر آید از من
هر چه آهست نهاد
صد یعنی
من مرید همه دلواپسی ات
صد یعنی تو مراد
صد یعنی
حال و احوال دل و وضع تو را من دیدم
صد یعنی
وضع من بیشتر از وضع تو حاد
یعنی ای آن که دلم رفت پی شک و تضاد
ولی تردید نکن
نرود خاطره ات از این یاد
صد یعنی
تو فراموش نکن عید و بهار 
صد یعنی که تمام خلقت
ز ازل تا به ابد همه در جمع خودی با اضداد
صد یعنی تو زیاد
بعد از این شعر و غزل
بکنی خنده شوی خرم و شاد 


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀 

دکتر محمدرضا تابش پور
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف
شنبه بیست و چهارم اسفند نود و هشت


کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi
 

شرمسار

🌷از بداهه های گروه آتش عشق🌷


شرمسار حضرت حق گشتمی در عاقبت

غرق تزویر و ریا، پر ز ناله پر ز آه
پای در گل، دست آلوده، غرق در چاه گناه

او همی دنبال دل دنبال گوش
من به دنبال لبش گشتم خموش
بعد از آن گشتی دلِ عاشق، چموش

غرقه ام من در کدورتهای خویش
مانده ام بین هزاران دین و کیش
مانده ام جنت گزینم یا دلم
مانده ام این غم چگونه گشت بیش

مانده ام دلبر گزینم یا که یار؟
مانده ام از بین مردن های سخت
مرگ تدریجی گزینم یا که دار؟
مانده ام بین دو برزخ، سختِ سخت
جان و روحم از تنم بِکشید دست

من بدیدم دلبری نازک بدن
بوی او بهتر ز آهوی ختن
مانده ام من بوی دلبر را و یا 
برگزینم بوی آن شیرین سخن
آن که در هر مصرعی در هر غزل
دُرّ و شِکَّر ها بریزد از دهن

دیگرم من آن درخشش نیستم
نور روشن در پرستش نیستم
باختم من دین و دنیا را به عشق
دیگر آن جوشان و جوشش نیستم
دیگر آن محجوب و پوشش نیستم
هرچه از قدرت در این تن جمع بود
دیگر آن همت وَ کوشش نیستم

گشتمی مدهوشِ آن چشمان او
من چو کودک در پی دامان او
کی به دنیا دیده اند این مردمان
این چنین مردی شود ویران او
من نه سر خواهم نه سامان بعد او
من سرم را می دهم فرمان او
ناوکش چون شد رها از آن کمان
من شدم زخمیّ آن مژگان او


قبل از آن دانستنِ دلبر به جُست
من شدم عاشق به آن دلبر نخست
هرچه او اصرار بر راز نهان
من به انکار خودم هرگز نه سست
من نه دنیا دارمش اکنون محال
دیگرم باید ز عقبی دست شست
هر چه در دنیا شدستی گم ز من
من درون آن دل دلبر بجست
نرم نرمک از دلم آن غنچه زیبا برست

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀 
دکتر محمدرضا تابش پور
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف
جمعه بیست و سوم اسفند نود و هشت

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi
 

صد قدم...

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂🌼
🥀
🌷از بداهه های گروه آتش عشق

در پاسخ به: دو قدم مانده به گل گشت بهار ..🌷


صد "قدم مانده به گل گشت بهار"
بوی عیدی بوی عاشق بوی یار

صد قدم مانده به آغاز و طلوع
اصل دلدادگی، بی هر چه فروع

صد قدم مانده به تحویلِ تو روز
شبِ پر درد و تب و گداز و سوز

صد قدم مانده به آغاز محال
وَ تخیل وَ تصور وَ خیال

صد قدم مانده به آن خوبی حال
صد قدم مانده به گفتار و مقال

صد قدم مانده به برخوانی و شور
قصه های کهن و عشق، ز دور

صد قدم مانده به دیدار و وصال
دیدن اصل غزل دیدن روی "غزال"

(تقدیم به کسری و غزال و منتظر برخوانی های ایشان)

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀 

دکتر محمدرضا تابش پور
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف
پنجشنبه بیست و دوم اسفند نود و هشت


کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi
 

کی می رسی؟

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂🌼
🥀
کی می رسی دیگر بهار؟
من بی خبر از آن نگار

جانم رسیده بر لبم
دل گشته بی صبر و قرار

دلبر بیا بالین من
جان از قفس کرده فرار

از مهر قبلی تا کنون
مهر تو گشته ماندگار

من عاشقی در مانده ام
اینک تویی والا تبار

اینک گدایی مفلسم
من دارم از تو اعتبار

خم گشته این سرو چمان
بشکسته قلبم زیر بار

تو منتظر بر شاه خود
من بوده ام اسبی سوار

اینک رسیدی مقصدت
من ماندم و این کوله بار

دریای طوفانی شدی
من ماندم و این جوی بار

پیروز میدان نبرد
من خسته از این کار و زار

زلف تو بوده دام من
اکنون ببین این سر به دار

از دست برفت ایمان من
اینک تویی دار و ندار

من سوزم از گرمای تب
تو تک درخت سایه دار

از تک نگاه آن خزان
اینک مصیبت ها قطار

در آرزوی وصل تو
اینک به چشمم انتظار

اکنون در آن آرامشی
من در خیالات و خمار

اینک تو بردی گوی عشق
بازنده من در این قمار


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

 دکتر محمدرضا تابش پور
بامداد چهارشنبه 21 اسفند 98

وبلاگ:
http://tabeshpour.blogfa.com/

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi

خدای خوب

آنچه تقدیم می شود....نه گله از خداوند...بلکه مناجاتی است از سر تقصیر از بنده ی بی تدبیر که در تگنای حوادث با دیدن رنج و مصیب بر انسانها...با ایمان به حکمت الهی...فقط به نحوی زبان به دعا گشوده:


چرا این روزا ای خدا از خوشی ها تو کم می دهی؟
چرا بعد از این ماتم و سوگ و درد و عزا
تو جای شعف باز غم می دهی؟
چرا ظرف این قلب و سینه شده پر ز درد؟
خدا کِی شود این همه داغی و آه و سوز تو سرد؟
تو هِی می زنی نیشتر بر پدر
چرا بعد از آن زهر و زخم پسر
به جای یکی نوش باز سم می دهی؟
چرا این روزا ای خدا از خوشی ها تو کم می دهی؟
خدایا چرا این همه غصه و ناله را؟ 
چرا این همه پَرپَر و واژگونی به آلاله را؟
تقاص کدامین طرب بوده این ژاله را؟
تو دست غم و ماتم اینجا به هم می دهی؟
خدایا چرا این بلندای صوت و ندای حزین؟ 
تو اینجا همه اش یک صدا زیر و بم می دهی؟
چرا این روزا ای خدا از خوشی ها تو کم می دهی؟
خدایا به دریای آبی چرا آب نیست؟
به لیلا چرا این جنون بوده و تاب نیست؟
خدایا چرا این همه تلخی و داد و فریاد هست؟
ولی شادی و شور و شیرین به فرهاد نیست؟
خدایا به بیداری این زمانه گواهی دهم؟
تو گویی همه قصه بوده به دنیا و یا خواب نیست؟
همه هرچه زشتی نهان بوده گشته عیان
که روز و شب خلق، گشته چنان 
که آید به گوش از فلک ضجه ای ارمغان
پر از محنت و ناله از عمق جان!
خدایا مگر این زمانت شده منتها؟
که با این ضمانت تو گیری ز من خون بها؟
بهای حیات ابد را تو از من نگیر
به دنیا چون این بندگان تو سیر
چرا ای خدا اینکت زودتر
همه از نصوحان دنیا زمان گشته دیر؟

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

نیمه شب دوشنبه نوزدهم اسفند نود و هشت

#محمدرضا_تابش_پور


وبلاگ:
http://tabeshpour.blogfa.com/

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi

شرمسار از غفلت😔

سالهای قبل در چنین روزهایی اغلب مردم، شاد و خندان مشغول خرید بودند و خیلی نیز در حال کمک و گلریزان دم عید...در خلوت و تنهایی قرنطینه برای سلامتی جسم، مراقب جسم و روح کودکانی باشیم که حضرت حق، ما را مأمور به مراقبت از آنها کرده...


🌹از بداهه های گروه آتش عشق🌹:


شده تنها بشوی؟
سر نهی روی یکی سنگ ز درد
آرزوی تو فقط همدمی خواهر کوچکتر یا
بغل مادر و آن نازِ برادر باشد؟
شده بر عدل خداوند کریم 
شک بکنی؟
و همه همّ تو این که 
سهم تو با پسر همسایه
نه برابر 
که فقط یک آغوش
از پدر یا مادر؟

شده تا آخر شب 
سر گذاری به سجود
تو به یاد همه ی اطفالی که نه سقفی دارند
و نه جایی به فرود
من خجالت بکشم وقتی که
دختر کوچک این مرز و دیار که بپوشد نعلین
و به جای طرب و شادی و بازی به سر کوچه عشق
سر خود را بنهد بر بالین
و چه بیچاره و بدبخت که من
جای یک ذره توجه به کنار
جای انگشت نوازش به سرِ گونه ی سردی معصوم
اسب خود بوده سوار
 دخترک تشنه و یا سیر ز درد با نگاهی مغموم
که تو ای "مرد"! به چه "روز" افتادی؟
که همه "روز" من اینجا "شب" تار

#ظهر_19_اسفند_98


تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

جام جم

پدر ای شکوه من جلال من
پدر ای پادشه خیال من
پدر ای تو روزی حلال من
پدر ای امید من به رفع هر ملال من
پدر ای تو مایه کمال من
پدر ای به هر مَثل، مثال من
پدر ای تو بال من

پدر ای رهبر من
پدر ای رستم هر خیبر من
پدر ای سرور من

پدر ای باور من
پدر ای تو بهترین یاور من
پدر ای فلسفه عاطفه مادر من

پدر ای ثروت و دارایی من
پدر ای ناب ترین خلوت و تنهایی من
پدر ای نگین انگشتر رویایی من

پدر ای رساترین ناله و فریادِ سکوت
پدر ای دعای تو بر تن من در ملکوت
پدر ای نیکی تو همیشه بر من به قنوت
پدر ای بدون تو مثل یموت

پدر ای نماد عشق و بندگی
پدر ای گشایش هر چه گره به زندگی

پدر ای کسی که چون جان منی
پدر ای تو آخرین پناه دنیای دنی

پدر ای عامل بی حرف و شعار
پدر ای تو شهریار
پدر ای منطقِ جبریِ تو بوده اختیار
پدر ای تو عاشقی تمام عیار

پدر ای ریاضیِ بدونِ تقسیمِ به غم
پدر ای تو ضربِ آهنگ همه لحظه و دم
پدر ای جمعِ همه اهل حرم 
پدر ای قد تو از کسر زمانه شده خم
پدر ای کم ز تو هر چه بوده همّ
پدر ای تو آیه هر چه قسم
پدر ای تو جام جم
پدر ای تو جام جم

#بداهه_گروه_آتش_عشق

#غروب_جمعه_16_اسفند_98


دکتر محمدرضا تابش پور
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف


وبلاگ:
http://tabeshpour.blogfa.com/

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi

صنم

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂🌼
🥀
🌷از بداهه های گروه آتش عشق🌷


 

من که به پاییز، تو را دیدمی
دل شدمی سنگ صبور ای صنم

چون که زمستان دلت دیدمی
عشق مرا دید به گور ای صنم

تو به بهارِ گلِ پوشیده روی
مظهر شرم و شب و شور ای صنم

گرمی شهریور تو داغ کرد
این دل پرپر ز فتور ای صنم

هرچه سرودم به غزل از دلت
نقش بزن سنگ قبور ای صنم

چون که تو شرحه شده ای شرح من
دل برم اینجا به مرور ای صنم

تا به خیالم ز تو کامم روا
خواب پریشان قصور ای صنم

گرچه که شیرین تری از جان من
تلخی هجران تو شور ای صنم

من که همی شمس بُدم بر زمین
خالق و هر منبع نور ای صنم

من ز جمال تو همی بیشتر
چشم دلم چون شده کور ای صنم

هرچه که موسای نبی دیده بود
کوه مجسم شده طور ای صنم

تا که به آواز نبی خواندمت
قاری قرآن زبور ای صنم

قبل تر از وادی محشر به من
بر بِدَم اینک تو به صور ای صنم

چون که رسیدی تو مزار دلم
می نکن اینک تو عبور ای صنم

فاتحه اهل قبورت بخوان
بر بت بشکسته ز دور ای صنم
💐🍃🌿🌸🥀
 

محمدرضا تابش پور
چهارشنبه چهاردهم اسفند نود و هشت


کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi

شیخ و ترسا

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂🌼
🥀

«شرح دشت دلگشای عشق را از ما مپرس»

«می شوی دیوانه» از آن شیخ و این ترسا مپرس

«تیغ سیراب است موج قلزم خونخوار عشق»

دل چو پرخون گشته از «محبوب» این لیلا مپرس

می کنی آشفته حالم حال از این مجنون مجوی

حال این دل را تو از آن دلبر رعنا مپرس

💐🍃🌿🌸🥀
نیمه شب یکشنبه یازدهم اسفند نود و هشت

دکتر محمدرضا تابش پور
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف


وبلاگ:
http://tabeshpour.blogfa.com/

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi

خبر نداری


از این دل من خبر نداری! داری؟

بر لوح دلم اثر نداری! داری؟

بر کوچه من گذر نداری! داری؟

از تیر نگاه من حذر نداری! داری؟

از آتش عشق من شرر نداری! داری؟
..
بر این بت من نظر نداری! داری؟

بر شاخه خشکیده دل ثمر نداری! داری؟

هرچند که آسمان من ابری بود

لیکن تو به آن قمر نداری! داری؟

هرچند به جنگ غم رفته بدی تنهایی

بر دشمن خود ظفر نداری! داری؟


( گروه آتش عشق)


💐🍃🌿🌸🥀
دکتر محمدرضا تابش پور
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف


وبلاگ:
http://tabeshpour.blogfa.com/

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi

کوزه تشنه

🌷از بداهه های گروه آتش عشق، با واژگان مشخص🌷



لب تنهای تو را با لب لعلم که هنوز

از عطش، خشک تر از دلو لب چاه تو بود

بسپردم به خیال لب بیدار خموش

که به دنبال دل پر ز غم و آه تو بود

دل خالی تر از آن دل که سرِ راه تو بود 

همه را من بسپارم به خدایی که مگر

نگرد بر من و این حال نزار

به قضا و قدرش

جمع کند روز قرار

همچنان کز طلب و خواه تو بود..


💐🍃🌿🌸🥀
دکتر محمدرضا تابش پور
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف


وبلاگ:
http://tabeshpour.blogfa.com/

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi

تدبیر برای کرونا

🌷از بداهه های گروه آتش عشق🌷


آن که دیدار تو را تأخیر کرد

بر همه قول و قرار و بودنت، تأثیر کرد

آن که با بی رحمی و گردنکشی

این همه دوری و هم دلواپسی تقدیر کرد

این کرونای حسود حادثه

آن که این عشق و تغزل های من، تکفیر کرد!

با دلم من مجلسی بگذاشتم

این دل دیوانه یک تدبیر کرد:

تو به قلب خود بخوان اسرار عشق

یک به یک این قلب من تفسیر کرد


💐🍃🌿🌸🥀
دکتر محمدرضا تابش پور
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف


وبلاگ:
http://tabeshpour.blogfa.com/

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi

آرزوی من❤️


🌷از بداهه های گروه آتش عشق، با واژه عاقبت به خیری🌷

تو ای یکتای بی همتا
تو ای خالق
تو ای باعث ترین باران و بارش🌸

تو ای آن کس که می دانی به غیر از «عاقبت بر نیک»
دگر هرگز نخواهم از وجودت بهر خود یک ذره ای خواهش🌸

تو ای معبود ابرار
تو ای محرم ترین بر هر چه اسرار
تو ای آن کس که می بخشی مرا این بار و هر بار

بیا این بار نیز این خواهش من را اجابت کن🌺
بیا هر ذره من را به قصد کُشت 
این دفعه نه درمان بل اصابت کن🌺

تو بلکه هم عدم بنمای این بنده
و یا نه تو خودت گفتی که بعد خلقتم هرگز
کسی را من نَمیرانم! 
قبول! 
اما تو این بارم بیا من را طبابت کن!🌺

بیا این جان ناقابل ز من بِستان🌼
و جای آن به هر یک از عزیزانم
به گلدان وجود هر یک از آنها که در قلبم نشاندی و
مرا با مهرِ ایشان دمخورم کردی
گل ایمان و عشق و معرفت بنشان!🌼


💐🍃🌿🌸🥀
دکتر محمدرضا تابش پور
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف


وبلاگ:
http://tabeshpour.blogfa.com/


کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi

خسته نشو!❤️

(بداهه در جواب به عزیزی که ابراز خستگی کرد😊)

عزیز من چه خوشگلی، چه ماهی!
فدای خستگیت بشم الهی

بیا کنار من بشین تو گاهی،
فدای خستگیت بشم الهی!

چرا میشی خسته و زار عزیزم؟
نگو اینو که من همه اش مریضم!   

نکن تو کار بیا بشین کنارم
بیا برات چایی و قند بیارم

همین که تو هستی تو دنیا برام
همین که هستی خوبتر و با مرام

برای من کافیه ای جان من
بیا تو ساکت سخندان من 

من میمیرم وقتی تو خسته میشی
هوای دل میشه چو گرگ و میشی

خالق خوب این جهان کی بوده؟
مثل تو رو خدا که آفریده

خواسته بگه آهای آدم! آدم باش!
هوای حوای منو داشته باش!


💐🍃🌿🌸🥀
دکتر محمدرضا تابش پور
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف


وبلاگ:
http://tabeshpour.blogfa.com/

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi
 

لالایی 

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂🌼
🥀
لالا لالا گل دلبر
بیا بنشین مرا بر سر

لالا لالا گل پونه
برو خونه نگیر بونه

لالا لالا گل لاله
ستاره هات به دنباله

لالا لالا تو بی غم شو
برون از هرچه ماتم شو

لالا لالا برو سایه
تو چشمانت یکی آیه

لالا لالا گل لب دوست
بده غنچه که مال توست

لالا لالا برو بنشین
تو از بابا بکن تمکین

لالا لالایی دلبندم
که از دست تو می خندم

لالا لالا گل دلبر
بیا بنشین مرا بر سر

لالا لالا تو خیلی دیر
شدی چون عاشق من گیر

لالا لایی رو سینه
لب یارم که بنشینه

دگر بی آرزو هستم
که با لعل تو من مستم


💐🍃🌿🌸🥀
سه شنبه ششم اسفند نود و هشت
دکتر محمدرضا تابش پور
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف


وبلاگ:
http://tabeshpour.blogfa.com/

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi
 

یار

🌷از بداهه های تصویری گروه آتش عشق🌷

من از نوجوانی به دنبال یار
سر کوچه و در حیاط و به بام

یکی عاشق من بشد چون به کوی
گرفته کنون دلبرش را به دام

من از کوچه و بام آن خانه ها
همی دارمی خاطره صبح و شام

به پای درختش به فکرم چو زال
همی بر بریزد از آن برگها
که باشد چو رودابه ام این غزال


🌹تقدیم به غزال، دختر شاهنامه شهر🌹

💐🍃🌿🌸🥀

دکتر محمدرضا تابش پور
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف


وبلاگ:
http://tabeshpour.blogfa.com/

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi

تخت

🌷از بداهه های تصویری گروه آتش عشق🌷

"غزالم" را نشانم من برِ تخت
گشایم ز آسمان، او را یکی بخت

همی من می برم بر زال قصه
که تا عاشق شود رودابه را سخت

💐🍃🌿🌸🥀

خوشا بر زالِ آن قصه که او بود
غزالِ جان من را نافه و عود


خوشا بر خوشه عاشق به پروین
که هم ذارت عشقش شعله و دود

🌹تقدیم به غزال، دختر شاهنامه شهر🌹

💐🍃🌿🌸🥀

دکتر محمدرضا تابش پور
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف


وبلاگ:
http://tabeshpour.blogfa.com/

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi