🌷از بداهه های گروه آتش عشق🌷


"ای فدای تو هم دل و هم جان"
"وی نثار رهت هم این و هم آن"

"دل فدای تو، چون تویی دلبر"
"جان نثار تو، چون تویی" سرور

"دل رهاندن ز دست تو" سخت و
من به دلبرم کردمی کوکو

جان من دیگر هم ستان تو زود
من بدون تو کی توانم بود

"آخر کار، شوق دیدارم"
در دلم میل دیدنت دارم

"هر طرف دیدم آتشی کان شب"
لعل رنگینت بوده بر این لب

"پیری آنجا به آتش افروزی"
دیده یک ترسا بر درت روزی

"همه سیمین عذار و گل رخسار"
باغ تابش ز روی تو پربار

"ساقی ماه‌روی مشکین‌موی"
نافه ات از ختن بهتر از هر بوی

"مغ و مغ‌زاده، موبد و دستور"
ساقی و ساغر از مِی ات مخمور

"من شرمنده از مسلمانی"
تو خودت چون که نیک می دانی

"پیر پرسید کیست این؟ گفتند:"
عاشقان من دُرّ تو سفتند

"ساقی آتش‌پرست آتش دست"
"ریخت در ساغر" و کرده او را مست

"چون کشیدم نه عقل ماند و نه هوش"
گفت ساکت تو باش خموش

"مست افتادم و در آن مستی"
دیدمت که بر دلم بستی

"این سخن می‌شنیدم از اعضا":
کرده نور حق معرکه بر پا

"که یکی هست و هیچ نیست جز او"
"وحده لااله الا هو"


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀 
دکتر محمدرضا تابش پور
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف
جمعه اول فروردین نود و نه

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi