خدای خوب
آنچه تقدیم می شود....نه گله از خداوند...بلکه مناجاتی است از سر تقصیر از بنده ی بی تدبیر که در تگنای حوادث با دیدن رنج و مصیب بر انسانها...با ایمان به حکمت الهی...فقط به نحوی زبان به دعا گشوده:
چرا این روزا ای خدا از خوشی ها تو کم می دهی؟
چرا بعد از این ماتم و سوگ و درد و عزا
تو جای شعف باز غم می دهی؟
چرا ظرف این قلب و سینه شده پر ز درد؟
خدا کِی شود این همه داغی و آه و سوز تو سرد؟
تو هِی می زنی نیشتر بر پدر
چرا بعد از آن زهر و زخم پسر
به جای یکی نوش باز سم می دهی؟
چرا این روزا ای خدا از خوشی ها تو کم می دهی؟
خدایا چرا این همه غصه و ناله را؟
چرا این همه پَرپَر و واژگونی به آلاله را؟
تقاص کدامین طرب بوده این ژاله را؟
تو دست غم و ماتم اینجا به هم می دهی؟
خدایا چرا این بلندای صوت و ندای حزین؟
تو اینجا همه اش یک صدا زیر و بم می دهی؟
چرا این روزا ای خدا از خوشی ها تو کم می دهی؟
خدایا به دریای آبی چرا آب نیست؟
به لیلا چرا این جنون بوده و تاب نیست؟
خدایا چرا این همه تلخی و داد و فریاد هست؟
ولی شادی و شور و شیرین به فرهاد نیست؟
خدایا به بیداری این زمانه گواهی دهم؟
تو گویی همه قصه بوده به دنیا و یا خواب نیست؟
همه هرچه زشتی نهان بوده گشته عیان
که روز و شب خلق، گشته چنان
که آید به گوش از فلک ضجه ای ارمغان
پر از محنت و ناله از عمق جان!
خدایا مگر این زمانت شده منتها؟
که با این ضمانت تو گیری ز من خون بها؟
بهای حیات ابد را تو از من نگیر
به دنیا چون این بندگان تو سیر
چرا ای خدا اینکت زودتر
همه از نصوحان دنیا زمان گشته دیر؟
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀
نیمه شب دوشنبه نوزدهم اسفند نود و هشت
#محمدرضا_تابش_پور
وبلاگ:
http://tabeshpour.blogfa.com/
کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi
برخی اشعار دکتر محمدرضا تابش پور, عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف