ماه رویت
🥀 از بداهه های گروه اتش عشق 🥀
در کورسوی راه بی پایان افکاری چنان
در توهم های ناشی از زمان
در تخیل در تفکر در مکانی لامکان
جستجو کردم تو را در آسمان
بال و پرهایت گشوده هم رها هم چون اسیر
چون که آن قلبت به قلبم کرده گیر
در میان کوه ها دشت ها دریا و یا جایی کویر
ماه رویت را بدیدم هرچه اندک هر چه دیر
کی شود این چشم زیبابین من از خیال روی زیبای تو سیر؟
🌸
عشق یعنی تو نهان
عشق یعنی که زمان ها تو سپاری به سکوت
همه ی جسم و تن خود بسپاری ملکوت
عشق یعنی تو عیان
عشق یعنی که زبان را تو گشایی به ستایش به قنوت
عشق یعنی تو بخوان
قصه ی خشکیِ صحرای خزان
عشق یعنی که تو باران به کویر و برهوت
عشق یعنی تو بمان
به میان دژ خود در الموت
عشق یعنی که زمان ها تو سپاری به سکوت
🌸
"کِشتی از طوفان نلرزد تا خدا با ناخداست"
ناخدا و کشتی و طوفان همه امرِ اِله
من به شب کردم سرم را چون به چاه
دیدم از الطاف حق عین الیقین
تابش اسرار غیبش تا پگاه
نکته ها در نکته ها پوشیده اند
کافری باشد چو بینی آن سیاه
جان ببینی از میان پرده ها
گر کنی ترک همه ذم و گناه
عاشقم بر عاشقت دلداده ام
می کنم اندر خیالم روی زیبایت نگاه
🌸
تابش پور
99/2/24
برخی اشعار دکتر محمدرضا تابش پور, عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف