تبار من
💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂🌼
🥀
من نشوم دگر عیان
خدا اگر عیان کند
من بنشینم به سکوت
تا که نگیرم ز تو جان
من نه که شیرین دهنم
فقط تو بوده بر زبان
تبار من تو بوده ای
تو ای پری به انس و جان
مستم بدون مِی از آن
کز حضرتش دیدم جنان
پُر از پَری لیکن بری
از هرچه زشتی در نهان
در بند آن دستور حق
ببریده ام از خود امان
من عشوه کی کردم به تو
جز خوانش الفاظ جان
من خود به دارم ز اسمان
بر دارِ زلف دلبران
بداهه_...
🌿🍂🌼
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀
+ نوشته شده در شنبه پنجم بهمن ۱۳۹۸ ساعت 20:39 توسط محمدرضا تابش پور
|
برخی اشعار دکتر محمدرضا تابش پور, عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف