💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂🌼
🥀
هوشنگ ابتهاج:

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من توست

گوش کن با لب خاموش سخن می گویم
پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید
حالیا چشم جهانی نگران من و توست

گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید
همه جا زمزمه عشق نهان من و توست

این همه قصه فردوس و تمنای بهشت
گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست

نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل
هرکجا نامه عشق است نشان من و توست

سایه زاتشکده ماست فروغ مه مهر
وه از این آتش روشن که به جان من و توست

🌹❤️


با آن که عهد کرده بودم، سه شبانه روز بر روزه سکوت بداهه، ولی با دیدن این غزل، عهد خود بشکستم و بر سایه دلبر بنشستم و روح خودم را همی خستم، به آن امید که در شبنم مژگانش، دعای نیک بفرماید:

 

"نشود فاش کسی آنچه میان من و توست
تا اشارات نظر نامه رسان من و توست"

ز ازل غمزه گیسوی تو را بود به دل
تا ابد غصه من، ناگهان من و توست

تو خودت دار زدی زلف مرا مثل کمند؟
دل هر عاشق دلبر، گیسوان من و توست

تو ز هر معرکه تا بعدی آن مست شوی
دل من زخمی راز مژگان من و توست

تو ز دیروز و ز فردای زمان غافلی و   
لحظه های متوقف، گذران من و توست

تو به تاریخ جهان کل غزلها بشمار
این همه معرکه ها، جاودان من و توست

تو بگفتی که رسیدست تو را کارد به جان؟
تو ندیدی به شبی کارد، استخوان من و توست 

چون که از ویژه گه عیش و طرب طرد شدم
کلبه آتش عشق ابدی، آشیان من و توست

اشک شوق و لب خشک و مژه پر شبنم
همه از بارش رحمت ز آسمان من و توست

چون پری دید دلم، دیو درون زنده شدی
هرچه زحمت بکشیدم، رایگان من و توست

حضرت عشق به ابطال طلسم لب سرخ
گل یاس آمده و، باغبان من و توست

دوره عیش و رجب گو به مراد دل کیست؟
که ز پاییز، غمم، چون رمضان من و توست

دوش گفتم که چرا زهر شد این شیرینیت؟
او بگفتا که "رضا" باش، قضا نگران من و توست

تو نه ترسای من و من شدمی شیخ کنون
هر چه راز است به صنعان، چو میان من و توست  

هرچه وصل تو مرا بوده محال ابدی
در سکوت و تب شب، رمز درمان، من و توست

شهریار دلبران با همه ی لعل و لبم
سایه شعر و غزل، سایه بان من و توست❤️

 

محمدرضا تابش پور،
ظهر چهارشنبه شانزدهم بهمن نود و هشت


وبلاگ:
http://tabeshpour.blogfa.com/


https://t.me/Tabeshpour_adabi

لینک کانال:
https://t.me/joinchat/AAAAAEGhfsciuXr9Mej51A

🥀
🌿🍂🌼
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀