تو بخند
💐🍃🌿🌸🌾🍂
🍃🌺🍂
🌿🌾
🥀
🌷از بداهه های گروه اتش عشق🌷
تو بخند!
تو بخند اینک باز!
بشکفد گل ز لب غنچه ات ای محرم راز!
خنده ات را بکنم مبدأ تاریخ تو از هجر و گداز
در پسا پرده این حنجره ای
که سکوتش شده است این همه درد از غزل و از آواز
تو بخند!
تو بخند دلبرک زیبا رو
که همه دلخوشی دختر ترسایِ تو باز
اینک اما شده تصویر به صنعان خیالش
که به پایش همه زنجیر و به دستش یک ساز
و من اینجا بنشینم به تو، صبر
هرچه هم قصه ی این دلبری و راه، دراز
هر چه آن قلب تو پر شد ز نیاز
من که عاشق نشدم جز به سخای تو و جهد
به وفای تو به آن عهد که داری تو به ناز
و من اما اینجا به قنوت و به نماز
عاقبت بوی اویس قرنی
می کشاند همه یاران ز حجاز
هرچه این تب به شب و روز بماند باقی
آخر کار، مرا همه با سوز و گداز!
ماه من!
ماهیِ آن حوضِ یکی قطره اشک تو شدم
اینک اینجا به کف پای، فرودم و تو آنجا به فراز
چون که این تیر ز آرش نرسد مرز تو از راه دو چشم
تو ز آن ناوک تیزت به منم بردار و تیر غیبی انداز
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀
تابش پور
جمعه بیست و دوم فروردین نود و نه
کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi
🥀
🌿🍂🌼
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀
برخی اشعار دکتر محمدرضا تابش پور, عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف