مرد بیچاره
💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀
🌷از بداهه های تصویری گروه آتش عشق 🌷
زیر خط نازک فقر اندکی بالاتر از دیوار حسرتها و درد
مرد بیچاره دو چشمش قطره های اشک سرد
در دوراهی مانده اینک که ای خدا آیا چنین
روزگاری کی توان بیند به دنیا چشم مرد؟
🌷🤲🏿🌷🤲🏿🌷
دستهای تو سیاه
صورتت خسته و زرد
تو چرا باخته ای
به زر و سیم نبرد؟
تو بپاخیز کنون
بده تغییر به تقدیر تو مرد!
🌷🤲🏿🌷🤲🏿🌷
دستهایم خالی است
دلم اما پر از آن ثروت بیجا که تو انباشته ای
متنفر ز ترحم ز نگاهی که ببیند همه را پست تر از قدر خودش
تو دمی با دل خود خلوت و بیدار بگو داشته ای؟
🌷🤲🏿🌷🤲🏿🌷
شده بر لقمه ی نانی چو گدا بنده شوی؟
شده از شدت یک هق هق ممتد به گلو
به لبت اشک ولی پر ز تب خنده شوی؟
شده شرمنده شوی؟
🌷🤲🏿🌷🤲🏿🌷
فقر و بی نانی اگر درد آور است
اشکم خالی اگر بی باور است
فقر فکر و فقر فهم و فقر درک
جمله انسان را به دوزخ رهبر است
🌷🤲🏿🌷🤲🏿🌷
بینواتر ز تو ای مفلس بیچاره ببین
که به قارون زمان هست فرو رفته زمین
🌷🤲🏿🌷🤲🏿🌷
جمله ی نامردمان ظالم و خودخواه و پست
کرده پر انبان زر، خالی ولی بسیار دست
ای که بر دنیا شدی مغرور و پر شادی و مست
اخرت میزان و عدل و کیفرت دانی که هست؟
🌷🤲🏿🌷🤲🏿🌷
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀
چهارشنبه بیست و سوم مهر نود و نه
تابش پور
https://t.me/Tabeshpour_adabi
🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀
برخی اشعار دکتر محمدرضا تابش پور, عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف