سه کس

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های گروه آتش عشق 🌷


شنیدین میگن: سه کس را شنیدم که غیبت رواست؟


...

سه کس را کنون من سلامی دهم
از این لعل #شیرین کلامی دهم

به #مهر و #شقایق وَ #دلبر که #بود
بهانه برای حضور و سرود

به #نوشی که زاییده شد باز #مهر
به پرواز #دلبر میان #سپهر

همه #تلخی ام می رود از دهان
به #شهد کلام غزل بر زبان

به #سهراب و نقشی که زد بر سراب
دل #دلبرم من نبینم کباب

همه رنج من دوری گُل بُوَد
همی گنج تو نام #بلبل بُود

گرفتارم ای یار دیرین #دل
دلم مانده پایش دوباره به گِل

کجا عاشقان فهم معنا کنند؟
کجا #دلبران دُرّ به دریا کنند؟

منم منتظر بر #سلامی به لب
#سکوت بزرگی به دیوار شب
ِ

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

دوشنبه سی و یکم شهریور نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

ارغوان

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های واژگان گروه آتش عشق 🌷


زندگی چشمه و #آغاز #حدیث دل توست
زندگی چشم سیاه  تو از آن روز #نخست
#طاقتم طاق شد از نیمه ی #مهری که گذشت
#ارغوانی تر از آن می که #نگاه تو بشست
زندگی وقت #سحر، آب حیات و ملک و حلقه در
زندگی #جان من و #لعل #تو و قصه ی دوست


🦋🦋🦋🦋

چون که #دو_چشمان تو اماده شد
چشم و #نگاه تو پر از باده شد
آن دل شیدای تو بیگانه شد

#طاقت من ریخت ز سر تا کمر
چون که شنیده است #حدیث #سحر
#جان من امد به لبم یا که سر

جمله ی #اغاز که #دلبر شنید
کام دلم گشت روا چون به عید
بر لب من لعل لبت چون رسید

🦋🦋🦋🦋

تو را دشت پر #ارغوان خواستم
تو را من وزین و گران خواستم

من ارزانی شبنمی در #سحر
تو را #طاقتی بی امان خواستم

من #آغاز آن ماه #مهر جنون
تو را اخر  عقل و جان خواستم

منم با #حدیث عیان در غزل
تو را من #نگاهی نهان خواستم

🦋🦋🦋🦋

سحرگاهی که حدیث مهر تو با پرتوی نگاهی  نگران آغاز شد، بند طاقت دلم باز شد و بی می ارغوان اماده پرواز.


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

شنبه بیست و نهم شهریور نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

شهریار

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های گروه آتش عشق 🌷


حبیبا شهریارا صاحبا دیشب فقط یک دم
به امید نوازش های آن معشوقه ی خرّم

گذر کردم به کویش تا بیابم اندکی مرهم
نصیبم می نشد جانا به جز غم، ناله و ماتم


***


رقیبت من کجا باشم؟
تو دادی چون مرا از دست
کنون مدهوش و بی جانی 
رقیبان را کجا این هست؟


زبان حال دل (مخاطب شهریار)


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

پنجشنبه بیست و هفتم شهریور نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

کتاب

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های تصویری گروه آتش عشق 🌷

ورق ورق به روی هم نگارمت همی کتاب
کنم تو را ز کودکی الی الابد من انتخاب

کنم من ارزوی تو تو را کنم من ارزو
شود دعای عاشقان به شام گریه مستجاب؟

📓📓📓

هرچه از محنت و بی خوابی و از رنج و عذاب بچشیدی تو به پای هنر و مدرسه و فضل و کتاب همه اش یک به یک اینک شده ابزار عروج انچه اموخته در کودکی و عهد شباب
 

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

چهارشنبه بیست و ششم شهریور نود و نه
تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

چکاوک

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های تصویری گروه آتش عشق 🌷

بیابم کام دل از لعل این لب؟
ببینم من سحر ایا به این شب؟
شفا یابم خدایا من از این تب؟

یکی قمری چکاوک بلبلی نازک پری باز
رساند بر من خسته خبر از دلبری ناز؟
گشاید بر من ایا از سر شاخ نباتش
ز سر مهری و مهری از سر راز؟

بیا اینک غزل گردیده مجذوب
بر آن چشم سیاه دلبر خوب
کجا نام تو را من جا دهم دل
تو ای زیبا رخ و گیسو بلند ای یار محبوب؟

بیا واکن مرا از بند این فال
برو اینک مبین بر عاشق این حال
نشینم بر لب بام تو دلبر
که بشکسته ز من هم دل و هم بال

🌹🌹🌹🌹

شود ایا که شوی واسطه با شاخ نبات؟
که بیابم به شب قصه از این غصه نجات؟

شود ایا که ز حافظ طلب یار کنی؟
یا که از فرط حقیقت طلب دار کنی؟

شده سودابه کند باز به سیب تو نظر؟
و سیاوش نجهد ز اتش دلدار و خطر؟

شده از فال خودت سخت پریشان بشوی؟
به سلامی بسپاری به خدا و بروی؟

🌹🌹🌹🌹

بهترین شعر و غزل باز چو حال تو گرفت
بلبل امد نه به اواز که فال تو گرفت

من که بی بال و پرم بر لب بام تو ولی
برسم باز به پرواز که بال تو‌ گرفت؟


🌹🌹🌹🌹

خوش به حال دلبر خوشحال و فال
من بگیرم چون برایش از وصال
قرعه آمد کن سکوت! آمد محال!


🌹🌹🌹🌹


شود ایا که من و دلبر و جام و غزل و باده به یکجای شویم همگی مجتمع و باز تفال به تو حافظ بزنیم ... و تو از وصلت فرخنده ما شاد شوی؟

شود ایا که وصالی که محال است به تقدیر خیال
بشود ممتنع از شدت درماندگی بلبل و فال؟


🌹🌹🌹🌹

من تفال زدمی بر حافظ
حل شد آن غصه وامانده به دل
جور دیگر به تو عاشق شده ام
واله و مستم و درمانده به گل
به وفای تو مکرر به دعای
هم مرا بود تخیل، تو بهل


🌹🌹🌹🌹

تو ای خوب من، وانه آشوب دل!
قدم را چرا غرق کردی به گِل؟
تو اسطوره عمر من در غزل بوده ای!
تو چون برترین نغمه این دهن از ازل بوده ای!
بیا تا غمی در گذشته، تو را از زمین و زمانت نراند!
بیا تا همه مهر تو بر غزل تا ابد بر دل من بماند..
خدا را قسم می خورم ای گل من!
تو خود بهترینی به عشق و به رویا
ببین که چگونه مرا شاعر حس ناب درون مصفای خود کرده ای؟
که تا آخر عمر خود روز و شب من به عشقت لبم پر غزل باشد و 
دلم شاد و خرم از این محضر با صفای وجودت!
بمان دلبرم!
بمان تو برای همین حال و الان! برای زمان! برای همه روز شیرین که من در دلم 
شادمان از وجودت
که من بر زبانم ستایشگر عشق و مهر تو باشم به یاد جوانی!
همی من شکافم فلک را چو سقفش اگر تو بمانی!
تویی بهترین عاشق کل عمرم!
تویی بهترین شیخ و ترسای توأم!
تمام وجودم همی پر شده از محبت!
ولی دیدن آنچه که خود شدی رنج و محنت مرا می عذابد!
بله از عذابی که تو بر دل پاک و بی الایشت می گذاری
دل من همیشه پر از درد و  آه است
دلت را دلم جان پناه است
تو از عشق خود در گذشته چه دانی که خیر یا شر هرچه تقدیر 
کنون خود نماد و تجلای بالاترین عشق من بوده ای دلبرم!
و من شادم از بودنت!
تو اینک بشور آن دو چشمان شهلای خود
ببین جور دیگر همه دین و دنیای خود
تو خود مظهر هر چه حور و پری بوده ای 
تو خود معدن و کان هر چه دل و دلبری بوده ای!


🌹🌹🌹🌹

خسته نباشی تو نگفتی به من
باز نکردی به سخن آن دهن

من بروم تا تو شوی اشکار
تا تو نبینی دل من بی قرار؟

🌹🌹🌹🌹

تمام غزلهای من بوده گنج
ازیرا تو بر دلبری دیده رنج
نه این یک دو روز و سه شب ماند عیش
نه در هفته قبل آن چار و پنج
شدستی چو شش نام زیبای تو
تو اینک به هشتی دَهِ من مسنج

🌹🌹🌹🌹


مرا چون #دلبری در دل نهان است
میان شعر من با شعر مردم
«تفاوت از زمین تا اسمان است»


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

سه شنبه بیست و پنجم شهریور نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های تصویری گروه آتش عشق 🌷
 

باد اگر برد مرا خاطره ات از سر پندار و حسد
نرسد دست فلک خاطرت اینجاست عزیز

🌼🍁🥀
گاه گاهی بسپارم ورقی چند به باد
بلکه آرد به تو یک برگ از این بی تابی

🌼🍁🥀

چون که در راه تعلم گذرم بر تو فتاد
همه بر باد برفت عقل و دل و دین و سواد
تو ببین لوح سفید دل من در برهوت
بهترین نقش تو را با قلمش بست عماد

🌼🍁🥀

شده یک جنگ به پا باز میان من و باد
من مرید تو ولی باد به دنبال مراد
او یقین کرده به اشوب کشد ذهن مرا
من مردد که چرا بین من و ماست عناد؟

🌼🍁🥀

زندگی حرکت بی بعد تو در فاصله هاست
زندگی شعر و غزل های من از خاطره هاست
زندگی جمله قضا کردن دیدار تو در لحظه ی تنگ
زندگی واهمه ی رخ به رخ شیشه و سنگ
زندگی روی زمین زیر همان گنبد مینای عظیم
زندگی گسترش ذهن و خیال تو به اصرار نسیم

🌼🍁🥀

کوله بارم سنگین
غم ایام فراقت چندین
شده از خاطره هایت همه ی ذهن و خیالم رنگین
شود آیا سبک از غصه دوریت دلم؟
 نشود باز به یاد دل سردت غمگین؟
زهر هجران تو آیا بشود نوش دگر؟
درد عشق تو بیابد به شبی باز دوا یا تسکین؟
غزلم باز هوای ختن دشت تو کرد
شود آیا که #غزالم بشود چون پروین؟

🌼🍁🥀
بسپاری همه ی خاطره ها را تو به باد
و بماند همه ی خاطره ات باز به یاد
بگذرد روز و شب و فکر تو اینجاست هنوز
بین هر ماتم و غم نغمه بخوان با دل شاد
هر چه از فرط سفر ذهن من اکنون پاک است
غصه ها کم نشود هرچه صبوری است زیاد
شده مجهول به دستور زبانت اکنون
ز تو معلوم به هر صورت زیبا ایراد
کل اشعار و غزل شد به گزاره دلخوش
که لب لعل تو از بوی نسیم است نهاد


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

چهارشنبه دوازدهم شهریور نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

بند

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های گروه آتش عشق 🌷

بیا اینک رها کن بنده را از بند
بیا بر چشم من نه آن قدمها را به یاد لحظه ی سوگند
به عشق وا شدن های لبت
به عشق نکته ی لبخند
مرو از جمع عاشق ها که دلبر بوده عاشق تر
تو خود هم عهد با عودی نیازت نیست بر اسپند
بمان بر عهد دیرینت به دل مغموم و پر آشوب
به صورت تازه و دلداده و خرسند
دو چشمت تندر ساکت
لبانت بهتر از هر قند
رها گردیده این دل چون
تو آن دل بر دلم بر بند
اسیر زلف مشکینت
کمندت کرده ام در بند
بیا ای دخت پاکیزه، غزال دور و دوشیزه
بیا گرمای ایامم، به سرمای شبت پیوند
کدامین ماه سال از تو؟
تو از مهری و یا ابان؟ ز شهریور و یا اسفند؟

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

دوشنبه سوم شهریور نود و نه
تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

درخت دانش

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های تصویری گروه آتش عشق 🌷

درخت دانشت بر زد جوانه
شنیدی این نواها و ترانه
ببین اینک مسیر و سیر پرواز
که از بام تفکر شد روانه

🌺🌺

"تکیه بر دوستی دهر، مکن
که گهی دوست، دگر گاه عدوست"

مقصد راه تعلم تو جوان
ز کسی پرس که پرواز به اوست

🌺🌺

"من بهارم تو زمین"
"من زمینم تو درخت"
"من درختم تو" همان پیچه به تنهاییِ سخت
من خمارم به همین جهل قدیم
و تو از دانش روییده همی قادر و مست
تو رسیدی به همان اوج که شایسته توست
من بشستم ز پر و شاخه و پرواز چو دست

🌺🌺

هر چه از خاطره ها
سعی نمودم که نمایم مدفون
گل پیچک زده بیرون و
یکی شاخه به تقدیر، عیان
که چرا باز شدی ساکت و مقهور سکوت؟
بنما باز همان عشق قدیمی تو بیان

🌺🌺

هرچه در حسرت پرواز به سوی نگه و قامت دوست
بنشستم به خیالات که این دانش من
همه را تکیه گه و بوده مرا مغز به پوست
لیک از این شاخک خشکیده ی چشمان ترم
تو پریدی و زدی بال به افسانه ی دوست

🌺🌺

همی کرده ای پاک از این آسمان
همه لعل و چشمان و رنگ و کمان (رنگین کمان)

همه عشق پنهان و سیب درخت
همی بسته ام من دهان از بیان


🌺🌺


نه مست خراباتم و سر به کوی
که بشکسته پیمانه و هم سبوی

ز دانش دلم گشته محزون و پیر
توانا کجا بوده ام ماه روی؟


🌺🌺


همه آداب بجستم به طریقی که تو را
برهانم ز خیالات و نشینم به برت


و چه پرواز کنان باز رمیدی تو ز بام
به خیالم که لبانم بنشانم به لبت


🌺🌺


تو چه دانی که خیال است مرا باز به پرواز اجل
همه ی عمر ندیدی تو به زیبایی من شعر و غزل

غزلم هست سراییدنِ از چشم زلیخای زمان
که همی سوخت مرا جمله عبادات و عمل


🌺🌺

بیا ای یار
قلم بردار و از مستی خود بنگار
بکش بیرون
ز اعماق وجودت خاطرات لحظه دیدار
ز تقدیر هبوطم بر زمین بگذر
مقدر کن به من پرواز را این بار

بیا ای یار
بیا ای عاشق ممنوعه، ای دلدار
غمت را بر زمین بگذار
بر آور بال و پر بگشای و بر اوج زمین ها این دلت بسپار

بیا ای یار
بکن بر دختر ترسای عاشق، ترس خود اقرار
به خواب ناز و رویایی
همینک گشته ام از خنده ات بیدار
تو ای مؤمن به تعبیرات قرآنی
بیا هرگز مکن بت را پرستش یا که حق انکار
تو کی کردی لبت را بسته از آن راز پاییزی؟
که اینک من ببوسم قاب تصویر تو را انگار


🌺🌺

پنجشنبه بیست و سوم مرداد نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

شوق پرواز

🌷از بداهه های گروه آتش عشق 🌷

ای دلبر تیز و چست و چالاک
هرگز نبُوَد تو را غم خاک
از لطف نگاه اسمانیت
اندر پی هر لقای غمناک
دل کندی و پر کشید سویم
آید چو صدای عشق پژواک
گوید به زبان حال معشوق
باز آی به مقصدت به افلاک

🌸

شود آیا که یکی بر کَنَد از ریشه همان عشق کهن
و برد اوج هم این جسم نزار
و هم آن روح که شد خسته از این قالب تن؟

🌸

بیا بر کن مرا از این زمین قدرنشناسی که در این سایه سار سرد و روح افزای من ارام گشتند
ولی تاب تواضع های دانشمند دوران را به کوته بینی و بی ریشگی های توهم بار تکفیر خیالی شان فروهشتند...

🌸

بدون قرب تو هرگز نخواهم ریشه در تاریخ این دنیا
ببر من را به سوی آسمانی های آن رؤیا
تمام آرزویم بوده پروازی که دستت را ببینم من عیان بر بالهای مرغ اقبالم
خدایا کی شود کل زمین و هستی و ماه و فلک را واگذارم
ببینم روح بی تاب پر از آشوب را در آغوش، پیدا؟

🌸

شوق پرواز تو چون کند مرا ریشه از این خاک و زمین
غم دیدار تو چون برد مرا باز به اقصای زمان
من کجا باز ببینم ز تو یک رشته چنین
که مرا باز کشد سوی تو آغوش چنان
همه ی عمر نشستم به همان سایه کمین
که یکی تیر خورد باز مرا از تو کمان

🌸

تحمل می کنم من رنج بالا رفتن از این نردبان مرگ، پرواز
حیات ماندگار و لحظه ی پایان این درد و مشقت را بکن با برگ، آغاز

🌸

آسمان دید یکی ریشه دوانیده زمین
و نگاهش به بلندای افق های یقین

با خودش گفت چرا او نشود اهل یمین
قصه آغاز شد و شد همه ی قصه همین

🌸
یکشنبه نوزدهم مرداد نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

غدیر

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

غدیر

خمخانه پر گشت از شراب
مستان بیمار و خراب

دست تو بیرون از حجاب
گردیده مولی انتخاب

هم آن که بودی بر صواب
صدیق اکبر در شباب

آن کس که علمش بوده باب
هر شک و پرسش را جواب

ای عاشقان اینک شتاب
ناطق شده اکنون کتاب

ظلمانی شب را شهاب
بر رهروان ره سراب

باران رحمت را سحاب
بر مارق و قاسط عذاب

بیداری دین را به خواب
یار مبیتش بوتراب

بخشنده ی شب با نقاب
هم بر یتیمان نان و آب

معیار توزین و حساب
فاروق اعظم در عِقاب

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

پنجشنبه شانزدهم مرداد نود و نه
تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

http://tabeshpour.blogfa.com/