آرزو بود

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

چه بگویم که تو از پاکترین قطره ی بارانِ به جا مانده از آن رود بزرگ
که همی بود به سمت دل دریای خروشان نگاهی نگران، پاک تری

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

آرزو بود مرا باز نشینم به تماشای دو چشم نگران
آرزو بود نشینی به برم بیشتر از سهم من از آن دگران
آرزو بود نشیند به لب سرخ من آن لعلِ شکرخای گران
آرزوها همه بر باد شد و گشت همه، قصه و حسرت و ای کاش و گمان

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

تو چه دانی که چه سخت است سکوت
به من از حنجره ای پر ز صداهای نهان
من تو را دوست بدارم به همان اندازه
که میان من و تو فاصله بوده است زمان
سال نوری که میان مَه رخسار تو تا حلقه ی ابهام زحل
شده بوده است دلیل و سند و باعث این هر چه غزل
همه را تلخ تر از زهر فراق تو چشانید مرا
روزگاری که نه دیده است شکر و نه خورده است از آن شهد و عسل

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

به همان قدر که آن خاطره ات زیبا بود
هر غزل نام تو در مطلع آن پیدا بود
منِ دیوانه به دنبال عقولم به خیال
فارغ از عاقبت کار چنین لیلا بود

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

چهارشنبه پانزدهم مرداد نود و نه
تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

http://tabeshpour.blogfa.com/

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

عرفه

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀
🌷از بداهه های  گروه آتش عشق با واژگان🌷

چون #عرفه در پسِ تو از سفر
داد به حج تو بیابان ثمر
#دشت، پر از لاله سرخ و شباب
طفل بکردی چو به #قربان شتاب

ماه بشد واله ی روی "#قمر"
قامت دین را بشکستی کمر (کمر قامت دین با رفتن قمر شکست)
#جنگل مارقین جاهل به آب
آن که تو را بست و گشودی کتاب (کسی که کتاب ناطق را بست و کتاب بر سر نیزه یعنی قران فریب را گشود)

#شبنم #چشمان تو را چون پدر 
دید تو را داد یکی از خبر
گفت به #رقص آی تو در این حجاب
#ترس نباشد چو تویی را حساب

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

جمعه دهم مرداد نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

http://tabeshpour.blogfa.com/


🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

بیا بی تاب!

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀
بیا بی تاب!
بیا در این شب تیره به دور از دلبر و مهتاب
بیا نیلوفری تر در میان برکه ها  شاداب
یکی دنبال خوشبختی فراری گشته از مرداب
بیا اینک تصور کن تمام خوبی رؤیای خود در خواب!
که تا فردا به بیداری نبینی دیگر از این شاعر دلخسته ات اعجاب
بیا بنشین به پای قصه تاریخ بی اسباب
بیا من را  بکن در بین کل غصه های قبلی ات پرتاب
ثمن بر ده غزل برگیر و پیدا کن  یکی دیوانه  نایاب
بیا بی تاب!
بیا در این شب تیره  به نزدیک همین محراب در آتش
منور  کن خیالم را به سانِ قاصد شب تاب
بیا بر این لب چاه و نظر کن بر رکود آب
به تصویری که از لعل و زنخدان و همان گونه که دارد از غم پنهان خود سرخاب
بیا از حاجت بی حاجتان اینک مزن دم دلبر رؤیای  آتش گون به این سرداب
بیا بی تاب!
بیا در این شب تیره به دور از ناز و طنازی دمی بنشین به این خوانش
برآور خواهش این بنده را ارباب!

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

سه شنبه هفتم مرداد نود و نه
تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

http://tabeshpour.blogfa.com/

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

لحظه شیرین

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀
🌷از بداهه های  گروه آتش عشق 🌷

بیا #تنها بدون من
بیا ای #دلبرم برخیز
بکن با #معرفت از وعده های سرسری پرهیز
نبین پیراهن خونین یوسف بر مشام شیخ کنعان و
ببین زخم زلیخا را به پشت یوسف و بگریز
تو ای #حوّا تو ای مأوا 
تو ای جولان #دلتنگی میان شعر شورانگیز
ببین اینک چه شد #آدم!  ز هر سرگشتگی لبریز!
تو مثل موج #دریا پر #تلاطم تر به طوفان حوادث 
#ساحلت #آرام و رام #عشق شهریور که شد زاده میان برف در پاییز
میان تیشه و فرهاد، میان انعکاس کوه از فریاد
سکوت لیلیِ #عاقل بدیدم بهتر از نجوای هر شب خیز
ندای این #تعشق های سعدی وار مجنون را به گوش غصه ات آویز
نصیحت را شنیدستم به عمق لحظه شیرین آن دیدار
نکردم پاره آن مرقومه را اینک به سانِ خسروِ پرویز 
وصالت گر نمی باشد مرا چون شهریاران نیز
ولی افتاده ام از پا مثال عاشق تبریز
میان هفته و ماه و میان سال و ساعت ها
بیا این #جمعه برپا کن بیا با #عشق در آمیز

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

جمعه سوم مرداد نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

http://tabeshpour.blogfa.com/


🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

بی گل

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

ای شمع تو بی پروانه
بی گل شده این گلخانه
می ریزمت من گل به آن دامن

ای عشق تو چون پیمانه
من در طلبت دیوانه
می سوزم از این عشق پاکت من

ای خاطره ات افسانه
ویران شده این کاشانه
می سازم از رویای تو مأمن

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

دوشنبه سی ام تیر نود و نه
تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

http://tabeshpour.blogfa.com/

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

خط و نشان

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀
🌷از بداهه های تصویری گروه آتش عشق 🌷

هرچه دور است خیال تو از این رویِ زمین
هرچه نزدیک، محال تو از آن رویِ زمان
هرچه دیدی ز غزل بود همین
هرچه دیدم ز ازل بود همان
به ابد گر نرسد عمر شب تیره ی عشق
تیر آرش برسد باز به توران ز کمان
هرچه تردید به طی کردن این راه دراز
بِکِشم خط و نشانِ تو دهم باز نشان
بنهم خط به خط خاطره ی دفتر ایام فراق
به موازات افق، روی هم تا به کران
به سحر قبل تر از جنگ میان شب و روز
برسانم به نماز تو یکی بانگ اذان
هرچه مهتاب رسیده است از آن تابش ماه
تو بیا باز به معراج زمان، به پیِ حدس و گمان
وعده ها را تو رها کن دگر ای دلبر مهروی امین
برده آن داغ غمت از دل محبوب، امان
من کجا بر روم از خاطره ی شیخ مسلمان خزان
و بیا باز کنار همه ی قصه ی تاریخ تعشق تو بمان

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

دوشنبه بیست و سوم تیر نود و نه
تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

http://tabeshpour.blogfa.com/

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

انگار نه انگار

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀
انگار نه انگار...

فریاد زدم عشق تو را هر دم و هر بار «و تو انگار نه انگار»
دعوت به سکوت ابدی عادت هر کار و تو انگار نه انگار
صدباره شدم باز به چشم تو گرفتار و تو انگار نه انگار
بیچاره نشستم به سر کوی تو بسیار و تو انگار نه انگار
اینجا که زبان بوده به اقرار و تو انگار نه انگار
هر لحظه لبم بسته به انکار و تو انگار نه انگار
از زلزله سخت درون خانه شد آوار و تو انگار نه انگار
تا وقت سحر چشم ترم خیره و بیدار و تو انگار نه انگار
در چشم من اینک دو سه صد گفته و گفتار و تو انگار نه انگار
مختار به هر دلبری و عشوه به اجبار و تو انگار نه انگار
بی پرده تر از شیشه نمودم به تو اصرار و تو انگار نه انگار
اسرار دلم ظاهر و اظهار و تو انگار نه انگار
از قاصدک وقت سحر آمده اخبار و تو انگار نه انگار
بر آیینه ی قلب من از لکه و زنگار و تو انگار نه انگار
آن روزه بی قدر من از اشک تو افطار و تو انگار نه انگار
باران شب بنده به رگبار و تو انگار نه انگار
شد باغ غزل از دهنم پر گل و گلزار و تو انگار نه انگار
در بحر سخن باز شدم هاتف و عطار و تو انگار نه انگار
از شعر و غزلهای مصمت شده بیزار و تو انگار نه انگار
هر دم به سکوت لب تو گشته به آزار و تو انگار نه انگار
از دوری تو جان و تنم گشت چو بیمار و تو انگار نه انگار
از روز ازل این دل من عاشق و هم زار و تو انگار نه انگار
در دایره قسمت من نقطه پرگار و تو انگار نه انگار
گفتم که خطوط غزلم باز تو بشمار و تو انگار نه انگار

(سه شنبه هفدهم تیر نود و نه)
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

🌷از بداهه های تصویری گروه آتش عشق 🌷

چه غم ها می رسد بر دل که می بیند تو را محبوس در زندانِ این آمالِ نافرجامِ عاشق کُش؛ پسِ هر پرده از سرّ مگویِ چشم شهلای ترت اینک هزاران غصه پنهان کرده ای در غربتِ عقل و دلیل و علت ای باهُش...
بزن فریاد! بر آور داد و بشکن آن سکوتِ پشت پیچک های زلفت را و از بندِ کمندِ دلبرِ ترسای صنعانی رها کن دست و زنجیر و غل و بنشین به امید همان پیراهن و بویی که بر آرَد یکی پیغام یوسف را به این یعقوب کنعانی...

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

چهارشنبه هجدهم تیر نود و نه
 تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

http://tabeshpour.blogfa.com/


🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

امام رضا(ع)

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های تصویری گروه آتش عشق 🌷

نقاره ها به فریاد
سکوت! هرچه ناقوس

دلم هواتو کرده
میخوام بیام به پابوس

به قبله ی فقیران
به سمت خاور و طوس

تو شرط امن و حصنی
رموز توی قاموس

دلم به اسم نازِت
همیشه بوده مأنوس

غزال دشت دورم، دلم رمیده سویت
ضمانتم بکن باز، شدم اسیر و محبوس
شدم اسیر و محبوس

به وقت ناامیدی، تو ذکر و خاطرم باش
مراد هر که ضامن، امید هر چه مأیوس
امید هر چه مأیوس

به تیرگی و ظلمت، ستاره در شبی تو
تو نور غیب و ظاهر، چراغ راه و فانوس
چراغ راه و فانوس

سلام و لطف و جانی، بهشت روح و ملموس
جواب دیدن تو، همیشه بوده محسوس
همیشه بوده محسوس

میان ارض و سما، به روزگاران، شموس
به گِرد گنبدت باز، کبوتران طاووس
کبوتران طاووس

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

عصر پنجشنبه دوازدهم تیر نود و نه، میلاد امام رضا (ع)
تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

http://tabeshpour.blogfa.com/

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

خاک خیال

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های تصویری گروه آتش عشق 🌷

تو سپردی دل من را به ته خاک خیال
اشک تو داد مرا آب به دوران نهال
دست من کی برسد باز به آن صورتک عین جمال؟
گرچه هم بوسه محال هست و هم اصل وصال
بلکه اقبال من این بس که بدیدم ز تو این نیک خصال
که وفا بوده به کیش تو بهین کار و کمال
من به شکرانه این شعر و مجال
کردمی بر لب خود بوسه از آن لعل، حلال
هر چه هم ماضی و مستقبل از آن عشق همی بوده به حال
کنمت کوته از این قصه و آن گفت و مقال

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

می ترام الف از لعل لبم
باز مشتاق نوازش ز تو در وقت شبم

دست پر مهر تو ایا برسد گونه ی یار؟
و کند پاک ز من شبنم جا مانده از آن لحظه ی زار؟

و شود باز سکوت و فرح و عیش و قرار؟
ماه و مهتاب همی بر فلک خود به مدار؟

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

یکشنبه هشتم تیر نود و نه
تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

http://tabeshpour.blogfa.com/

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

گل من

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های تصویری گروه آتش عشق 🌷

به خیالت بکشم دست به آن صورت ناز
به خیالم بکشی دست از این خاک و نیاز

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

گل من!
باش نوازش تو به این صورتک ملتهب از غصه ی دوست
گرچه جز دوری و غم نامد از او بر سر من
هر چه از او برسد باز نکوست

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

شده سنگین دل من از غم آن دلبر دور
تو بیا باز نوازش بکنم چهره ی نور
تو نکن باز دو چشم سیهت ای گل من
من پر از عشق و غرور
پشت پا چون زده ام بر همه از دلبر و حور
بکشم ناز تو را تا لب گور

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

یکشنبه هشتم تیر نود و نه
تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

http://tabeshpour.blogfa.com/

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀