خیال تو

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀

🌷از بداهه های گروه اتش عشق 🌷

من دلم تنگ شده

نه بداهه و نه تصویر نه حتی ز تو ماه

نکند شاد دلم دگر از غصه و آه

بنشینم به فراز شب شهر

به امیدی که کنم صید ز چشم تو نگاه

به خیال تو من اندر برِ تو

نه خیال تو گناه

من نه در اوج که تصویر من از داخل چاه

تو بیا باز شده

شهر من چشم به راه

تو به سان ملکه

ببری خاطرِ شاه

منِ سرباز نشینم رخِ زیبات نگاه

به نبرد من و آن نرگس مست تو که باز

منِ تنها که شدم باز اسیر تو نخواه

بکُشد باز مرا خیل سپاه

همه ی شب به سحر تو بخفتی به سکوت

چون که فریادِ دلم شده همراهِ پگاه

تو گمانت که رود خاطرِ تو از دل ما؟

تو نه از خاطر من و نه از یاد روی هرگز و گاه

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

چهارم خرداد نود و نه، عید فطر
تابش پور

https://t.me/Tabeshpour_adabi

http://tabeshpour.blogfa.com/

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

بوی نسیم

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂
🥀
سحرم باز به من بوی نسیم تو وزید
به گمانم که قرار است رسد باز نوید

آخرین جرعه ی مِی نوش شد و ماه دمید
از هلال رخ تو این دل ما باز رمید

نه شدم مفتخر و قدرشناس شب عید
نه از آن لعل لبت بوسه به ناکام رسید

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

سوم خرداد نود و نه
دکتر محمدرضا تابش پور
عضو هیأت علمی دانشگاه صنعتی شریف

 

https://t.me/Tabeshpour_adabi

http://tabeshpour.blogfa.com/

🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

قله ی قاف

💐🍃🌿🥀
🍃🌺
🥀
🌷از بداهه های گروه اتش عشق 🌷

دیشب انگار تو را

من بدیدم در خویش

سر آن قله ی دور

که یکی ماه، کنار

و یکی هم در پیش

مات شد چشم من و تو به پرواز، نگاه

من کنار ملکه

پادشاهی شده کیش!

🌸

باز شد ، غروب، و دلم کرد هوس

که کنار تو منو، دگرم هیچ ز کس

تو ببینی قمر و من ببینم تو و بس!

🌸

تو بیا باز بکن عزم سفر

تو که همراه شوی

بپذیرم همه ی جور و خطر

تو بیا عزم سفر کن من و باز

ببَر آن قله ی قاف

پسِ این هرچه فرود، برسان اوج، فراز

دست من را به خیالم تو بگیر

بده آن دست به من

"تو" "کنارم"، و "مقابل" "تو" به "ناز"

🌸

بعدِ آن رفتنِ تو

پای آن کوه بلند

در تصور به کنار

در خیالم به کمند

همه ی خاطره ام

شده آنجا در بند

من و غمها و غروب

تو به آنجا خرسند

من و تلخی و فراق

تو لبت پر از قند

من و عهدی ز قدیم

تو و هرچه سوگند

من که ماندم به وفا

و شکستی تو ز بند

تو بهاری تر و من

سردی ام چون اسفند

ولی با این همه عیش

تو به این عاشق خود

تو به این درمانده

از غم و رنج و تعب

بیش از این ها مپسند

🌸🌸🌸

تابش پور
سی و یکم اردیبهشت نود و نه

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi
🥀
🌿🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂

ماه رویت

🥀 از بداهه های گروه اتش عشق 🥀

در کورسوی راه بی پایان افکاری چنان
در توهم های ناشی از زمان
در تخیل در تفکر در مکانی لامکان
جستجو کردم تو را در آسمان
بال و پرهایت گشوده هم رها هم چون اسیر
چون که آن قلبت به قلبم کرده گیر
در میان کوه ها دشت ها دریا و یا جایی کویر
ماه رویت را بدیدم هرچه اندک هر چه دیر
کی شود این چشم زیبابین من از خیال روی زیبای تو سیر؟


🌸

عشق یعنی تو نهان
عشق یعنی که زمان ها تو سپاری به سکوت
همه ی جسم و تن خود بسپاری ملکوت
عشق یعنی تو عیان
عشق یعنی که زبان را تو گشایی به ستایش به قنوت 
عشق یعنی تو بخوان
قصه ی خشکیِ صحرای خزان
عشق یعنی که تو باران به کویر و برهوت
عشق یعنی تو بمان
به میان دژ خود در الموت
عشق یعنی که زمان ها تو سپاری به سکوت

🌸

"کِشتی از طوفان نلرزد تا خدا با ناخداست"

ناخدا و کشتی و طوفان همه امرِ  اِله
من به شب کردم سرم را چون به چاه
دیدم از الطاف حق عین الیقین
تابش اسرار غیبش تا پگاه
نکته ها در نکته ها پوشیده اند
کافری باشد چو بینی آن سیاه
جان ببینی از میان پرده ها
گر کنی ترک همه ذم و گناه
عاشقم بر عاشقت دلداده ام
می کنم اندر خیالم روی زیبایت نگاه
🌸


تابش پور
99/2/24

خوان نهم

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂🌼
🥀

🥀 از بداهه های گروه اتش عشق 🥀

تا به خود آمدم از دیدن چشمان و هوس
و گذر کردم از آن خوان نهم
بعد از آن هشت ملاقات حجاب و سخن چشم و نقاب
ناگهان بشنیدم ز تو اوای جرس
گوش خود بربستم به نوای همه کس
بعد از آن خلوت گفتار و سکوت
ناگهان دیدم که
دل من عاشق تو گشته و بس
تو فریبای دل زار من ای مونس آن لحظه تلخ
تو بیا بندِ مرا باز کن و تو به فریاد برس
من به دور از تو خیالم به تو بود
کل ایام و تمام
من به تو بت بنمودم
به خودم خار وَ خس
یک شب از فرط غزلهای تو بر روی زبان
که نشد بسته بماند به من این چشم و دهان
کردم عزم سفری پیش وَ رفتم واپس
صبح تا شب به کویر و برهوت
من به دنبال اثر بودم از آن لحظه دیدار و سکوت
ناگهان در دل شب
دیدم از دور، قبس
نه من آنجا نه خودم نه اثری از تو! نبود!
من فقط مات شدم بر جسد خود که به دار
از لب پنجره ی بازِ تو بود!
پَر و بالم همه ببریدی و انداخته بودی به قفس
روح من بال و پرش باز شد و
تازه شد حس من آن جا و همی بست نفس

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼

تابش پور
بیست و یکم اردیبهشت نود و نه

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi
🥀
🌿🍂🌼
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

چه دلتنگم

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂🌼
🥀

🥀 از بداهه های گروه اتش عشق 🥀


چه دلتنگم از این تنهایی و غربت که هر روزم
بسوزاند تن و روحم 
و من را تا به سوی مرزهای حیرت و آشفتگی واپس زند 
تا فقط از هرچه در عالم، 
از حقیقت های محض و قابل لمس است
فقط وهم و خیالات محالش مانَد و حرف و مقال و آرزو!
تو بینِ هر چه از واژه، تو بین خیر و شر و نیکی و حسرت
مثال بلبل مستی پر از آواز
محصور می گردی!
چه دلتنگم به حال حسرت آن دل که آشوبش
تلاطم می زند بر هر چه ساکن بود
و ظاهر می کند از عمق اسرار نهانی و سکوت مطلقت
هر آن چه باطن بود!

🥀 از بداهه های گروه اتش عشق 🥀


برایت شعر می گویم ز جانم
همیشه پشت اشعارم نهانم

ندانی میل من اینک فزون است
به تو مشغول بوده این زبانم

بهار سبز امد من ندیدم
گل روی تو دلبر، من خزانم

تو دیدی اتش عشقم به صنعان
و لیکن من همان عاشق همانم

تو می رنجی از این اشعار پر سوز
ولی اشوب این دل را نشانم

کمان ابروان نرگسانت
پر از تیر است و من قد کمانم

دگر یارای این هجران ندارد
بخشکیده دو چشمم، ناتوانم

از این بار گران عشق پاییز
به پایم تا بهاران می کشانم

لبانت را بدوزی تا به کی هان؟
بدوزم تا به کی من این دهانم؟

لبت وا کن دهانم وا شد اکنون
ببوسم غنچه ات شیرین بیانم

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

تابش پور
بیستم اردیبهشت نود و نه

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi

لینک کانال:
https://t.me/joinchat/AAAAAEGhfsciuXr9Mej51A

وبلاگ:
http://tabeshpour.blogfa.com/

🥀
🌿🍂🌼
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

غزال

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂🌼
🥀

شعر دخترم غزال کوشکی برای بنده و سایر معلمان در روز معلم:

روضه ی رضوان حقیقت تویی
مرشد راهم به طریقت تویی

شمس سپهری تو در این بزم ما
مقصد حق را که عزیمت تویی

لاله صبری تو در این باغ و راغ
سرّ فلک را که بصیرت تویی

بارش علم و خرد و معرفت 
بر دل ما گنج نصیحت تویی

گوهر یکتاست به هر نغمه ات
ساز پر از شور طبیعت تویی


و این پاسخ من که به صورت بداهه در گروه بداهه آتش عشق نوشتم:


ماهِ زمین گشته چو اینک غزال
ماه فلک رفت به سوی زوال

کی به فلک مثل تو گُردافرید
در همه تاریخ کجا؟ کی بدید؟

جمله ی مردانِ تو سر را به دار!
جمله، زنان از پی تو بی قرار!

چون تو به پروین برسی در زمان
جمله ی اسرار ببینی عیان

داغ دل عاشق و معشوق را
بحرِ در این کوزه ی مغروق را

من ز سماء می نگرم روز را
روی زمین قصه ی این سوز را


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀 

🌷از بداهه های گروه آتش عشق🌷

تو ای بهترین آرزو، برگ گل، دلبر من!

تو ای ماه تابان تو ای شیخ من، سرور من!

تمام وجودم ز بویت معطر

چرا اینک اما تو دور از بر من؟

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

تو ای بهترین آرزو، مُردم از درد دوری

تو خود آتش عشقی و چون تنوری

تو کن زنده این جان من با صبوری

دگر من ندارم ز تو طاقت و هوش

کنون بهتری یا دوباره پر از هر غروری؟


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

تو ای بهترین آرزو، بهتر از تو کجا بود؟

تو ای عاشق بت پرستی تو ای بت شکن

بگو بهتر از عشق من در کجای جهانت به پا بود؟

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

تو ای بهترین آرزو، بهترین نرگس و راز

دلم کرده اینک هوایت به اینجا، هوای دلت، یک هوای غزلساز

نه اینک! 

دوباره، فراون! همیشه! ولی باز!

ندارم ز تو نغمه یا صوت و آواز

🌷از بداهه های گروه آتش عشق🌷


خسته ام

خسته ام از این نفس

که در تناوب زمان

بدون لحظه ای درنگ

همی نموده این تنم

میان پوست، در قفس!

خسته ام!

خسته ام از این هوس!

که در تناوب مکان

به هر کجا که دیده است

همی نشسته بر دلم

میان گوشت! در قفس!

خسته ام

خسته ام از این جرس

که در تناوبِ گذارِ کاروان

بدون لحظه ای سکوت

خیال باطل رسیدن تو را

میان جمع کرده در  قفس!

خسته ام

خسته ام از این همه هرس

که در تناوب فصول

بدون شاخه ای ضعیف

درخت دلبرانه را بکنده از زمین

میان ریشه ها به دور از عسس!

خسته ام!

خسته ام از این همه قفس!

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

تابش پور
دوازدهم اردیبهشت نود و نه

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi

لینک کانال:
https://t.me/joinchat/AAAAAEGhfsciuXr9Mej51A

وبلاگ:
http://tabeshpour.blogfa.com/

🥀
🌿🍂🌼
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

چشم آهو

💐🍃🌿🌸🥀
🍃🌺🍂
🌿🍂🌼
🥀

🌷از بداهه های گروه آتش عشق

با مطلع زیر: 

ای سرو بلند قامت دوست
وه وه که شمایلت چه نیکوست🌷


چشم تو مثال چشم آهوست

اینک هدفم به خال هندوست


ای آن که لبت به من چو داروست

وز دوری تو دلم هیاهوست


اینک که مرا نه تو به پهلوست

این گردن من تو را به گیسوست


"بنشینم و صبر پیش گیرم

دنباله کار خویش گیرم"


💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀 
تابش پور
پنجشنبه چهارم اردیبهشت نود و نه

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi

لینک کانال:
https://t.me/joinchat/AAAAAEGhfsciuXr9Mej51A

وبلاگ:
http://tabeshpour.blogfa.com/

🥀
🌿🍂🌼
🍃🌺🍂 
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

مشتاق ترین عاشق

💐🍃🌿🌸🌾🍂
🍃🌺🍂
🌿🌾
🥀

🌷از بداهه های تصویری گروه آتش عشق🌷
 

من غرق دو چشم تو شدم دلبر محبوب
آنجا که نگاه تو و من سوی زمان است

دریای غمت هست چو آن جا به تلاطم
این جا که دلم سوی دلت باز روان است

ابر است و بهار و بارش و رعد و ترنم
اینجا که هوایم ز فراقت چو خزان است

هرچند که اشعار و غزلهای من از تو
هم نغز و خوش و تازه و جاری به زبان است

اما چو کنون دوری رویت که برون است
از حد من و دوری تو باز گران است

هرچند در این دوزخ تنهایی ام ای یار
لیکن که خیال لب تو عین جنان است

اینجا که بدون تو و حس تو چنین است
آنجا به حضور و دل تو باز چنان است

مشتاق ترین عاشق تاریخ و نهانم
هرچند که این عشق من اینجا به عیان است

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

تابش پور
شنبه بیست و سوم فروردین نود و نه

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi
🥀
🌿🍂
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

تو بخند

💐🍃🌿🌸🌾🍂
🍃🌺🍂
🌿🌾
🥀

🌷از بداهه های گروه اتش عشق🌷

تو بخند!

تو بخند اینک باز!
بشکفد گل ز لب غنچه ات ای محرم راز!
خنده ات را بکنم مبدأ تاریخ تو از هجر و گداز
در پسا پرده این حنجره ای
که سکوتش شده است این همه درد از غزل و از آواز
تو بخند!
تو بخند دلبرک زیبا رو
که همه دلخوشی دختر ترسایِ تو باز
اینک اما شده تصویر به صنعان خیالش
که به پایش همه زنجیر و به دستش یک ساز
و من اینجا بنشینم به تو، صبر
هرچه هم قصه ی این دلبری و راه، دراز
هر چه آن قلب تو پر شد ز نیاز
من که عاشق نشدم جز به سخای تو و جهد
به وفای تو به آن عهد که داری تو به ناز
و من اما اینجا به قنوت و به نماز
عاقبت بوی اویس قرنی
می کشاند همه یاران ز حجاز
هرچه این تب به شب و روز بماند باقی
آخر کار، مرا همه با سوز و گداز!
ماه من!
ماهیِ آن حوضِ یکی قطره اشک تو شدم
اینک اینجا به کف پای، فرودم و تو آنجا به فراز
چون که این تیر ز آرش نرسد مرز تو از راه دو چشم
تو ز آن ناوک تیزت به منم بردار و تیر غیبی انداز

💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀

تابش پور
جمعه بیست و دوم فروردین نود و نه

کانال تلگرامی:
https://t.me/Tabeshpour_adabi
🥀
🌿🍂🌼
🍃🌺🍂
💐🍃🌿🌸🍃🌾🍂🌼🍁🥀